|
درد هجران يوسف زهرا
|
سلام ودرود بر بهار انسانها وشكوفايي دورانها
سلام بر آن خورشيد فروزاني كه از پس پرده غيبت بر زواياي قلب شيفتگانش نور اميد مي افشاند وبا ظهورش فجر نور شكافته وهمه جا نورباران مي شود
سلام بر تو ؛
سلام بر تو كه عشق را مي شناسي وراه خانه دوست را مي داني.
سلام بر سلامهاي تو ؛ بر گريه هاي تو در دشتهاي زرد غيبت.
سلام بر تو كه وعده خدايي ، موعود زماني ، شكوه زميني وادامه الله.
اي هميشه مهربان!سلام!
خواهش ما را اجابت نيست؟
گريه ، تا كدامين سحر؟
سلام بر مولاي خوب ومهربانم- اين وبلاگ تقديم به مهدي گل زهرا كه به خود اجازه نمي دهم بگويم منتظر يا محبش هستم فقط مي گويم من يك دردمند هستم آن هم درد هجران گل زهرا(س)
ساعت و تاريخ
موضوعات
مهر 1388
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين : نفر
مى خواهم در حال روزه از دنيا بروم ( )
مى خواهم در حال روزه از دنيا بروم
نفيسه هــمـــسـر اسحاق بن جعفر الصادق (ع) محدّث قمى"ره" در سفينة
البحار مى نويسد:
"هِىَ السَّيِّدَةُ الْجَليلَةُ الَّتى وَرَدْت رِواياتٌ فى مَدْحِها".
او زنـى صاحب جلالت و فضيلت است كه در مدحش روايات زيادى وارد شده
است، او دختر حسن بن زيد بن الحسن المجتبى عليهم السلام است،
وقتى كــه ايـن عـلـيـا مـخـدّره در مصر وفات نمود، همسرش اسحاق مؤتمن
فرزند حضرت صادق(ع) تصميم گرفت او را به مدينه برده تا در قبرستان بقيع
دفن نمايد، مـــردم مصر با اصرار زياد خواهش كردند و مال زيادى به اسحاق
دادند كـــــه نفيسه خاتون را در مصر دفن كن، تا مردم مصر به وجود نفيسه
تبّرك جويند و كسب رحــمــت و بـــركت نمايند، جناب اسحاق راضى نشد و
قبول نكرد، آن شب در خواب پيامبر(ص) را ديد كه حضرت فرمود:
"يا اسحاق لا تعارض اهل مصر فى نفيسة فانّ الرّحمة تتنزّل عليهم ببركتها"
"اى اسحاق مـعـارض اهــل مصر نشو، در حق نفيسه، (يعنى بپذير خواسته
هاى مردم مصر را) به حقيقت بــه بـركت وجـود نفيسه رحمت در مردم مصر
نازل مى گردد."
مرحوم محدّث قمى(قدس سره) به دنباله جريان مى نويسد: حكايت شده از
شعرانى، به اينكه شيخ ابوالمواهب شاذلى "كه از بزرگان علم و عمل بود"
خواب ديد پيامبر(ص) را، كه حضرت فرمود: يا محمّد "شاذلى":
"اذا كــان لــك الـى الله حـاجــة فانذر لنفيسة الطّاهرة و لو بدرهم يقضى الله
تعالى حاجتك".
حضرت فــرمـــود: اى مــحـمد "ابوالمواهب شاذلى" اگر براى تو حاجتى بوده
باشد، سپس نذر كن براى نفيسه طاهره، اگر چه با يك درهم باشد، خداوند
حاجتت را برآورده خواهد نمود.
سپس مــحـدث قمى مى نويسد: در كتاب اسعاف الراغبين است، كه جناب
نفيسه خاتون قبرش را با دست مباركش حفر نمود، و در مـــيان قبر وارد مى
شد، مى خواند، و در داخل قبر شش هزار ختم قرآن كرد، و اين عليا مخدّره
در مصر در ماه مبارك رمضان سنه 208 هجرى، از دنيا رفت.
وقتى محتضر شد و حالت مرگ او فرا رسيد، روزه بود، او را الــــــزام كردند و
گفتند روزه خود را افطار كنيد، فرمود:
"واعجبا! انّى منذ ثلثين سنة اسأل الله تعالى ان القاه و انا صائمة افطر الان،
هـــــذا لا يكون، ثمّ فرئت سورة الانعام فلمّا وصلت الى قوله تعالى (لهم دار
السّلام عند ربّهم) ماتت".
يعنى: مــن ســى سـال است از خداوند مى خواهم كه او را با روزه ملاقات
نمايم، كه شما مى گوئيد الان افطار كنم، خير، اين كار شدنى نيست،
خـــداوند دعايم را مستجاب نموده. سـپـــس مشغول به قرائت سوره مباركه
انــعــام شد، تا وقـتى رسيد به آيه شريفه "لهم دارالسلام" براى آنان در نزد
پروردگارشان دارالسلام "بهشت" است. اين مــوقـــع روحش از قفس عاريت
سينه به روح و ريحان بهشت و فردوس برين پرواز نمود.
-
سفينة البحار، ج 2، ص 604.
نوشته شده توسط وحيد در شنبه بیست و نهم مهر 1385
لينك مطلب
ثواب روزه متأهلين ( )
ثواب روزه متأهلين
امام صادق (ع) فرمود: مردى نزد پدرم (امام باقر(ع)) آمد، پدرم به او فرمود: "آيا همسر دارى؟"
او عرض كرد: "نه"
پدرم به او فرمود: "من دوست ندارم، همه دنيا و آنچه در آن است، داشته باشم، ولى يك شب را بدون همسر، بسر برم" سپس فرمود: "دو ركعت نماز مردى كه همسر دارد، بهتر است از عبادت سراسر يك شب، و روزه روز آن، از مرد بى همسر".
سپس پدرم هفت دينار به او داد و فرمود، "با اين پول، ازدواج كن" و فرمود: رسول اكرم(ص) مى فرمود:
اتّخذوا الاهل ارزق لكم.
"براى خود همسر و فرزند فراهم كنيد، زيرا اين كار، روزى شما را بيشتر مى كند"(1).
(1) وسائل الشيعه، ج 14، ص 7.
نوشته شده توسط وحيد در شنبه بیست و نهم مهر 1385
روزه و وظائف همسردارى ( )
روزه و وظائف همسردارى
زمان خلافت عمربن خطّاب بود، استان و شهر استراتژيكى بصره نياز به قاضى داشت، و جريان را به عمر گزارش دادند و عمر درصدد يافتن قاضى خوب براى بصره بود.
در اين ايّام روزى زنى به عنوان شكايت از شوهرش نزد عمر آمد، و شكايت خود را چنين عنوان كرد:
شوهرم همواره روزه مى گيرد و شبها را به عبادت به سر مى برد".(1)
عمر گفت: "اين مرد (شوهر تو)، شخص نيكوكار است، كاش من نيز مانند او بودم".
بار ديگر، زن گفت: "شوهرم روزه روزه مى گيرد و شبها را تا صبح عبادت اشتغال دارد".
عمر باز پاسخ داد: "شوهرت مرد نيكوكارى است".
"كعب بن سور" كه در آنجا حضور داشت، رو به عمر كرد و گفت: "اى امير مؤمنان! اين زن گرچه شوهرش به نيكى ياد مى كند، ولى منظورش اين است كه شوهرش (از نظر غريزه جنسى) هيچ توّجهى به او ندارد" عمر گفت: شوهرش را حاضر كنيد، وقتى شوهرش حاضر شد، عمر به او گفت: "براستى همسر تو شكايت بزرگوارانه نمود، و من كسى را نديده بودم كه اين گونه شكايت كند".
شوهر گفت: "آنچه را كه در سوره حجر و نحل و هفت سوره طولانى(2) نازل شده، مرا تحت تأثير شديد قرار داده و بى قرار كرده است (كه همه فكرم متوّجه آخرت است).
كعب بن سور، به شوهر آن زن گفت: "در اسلام، زن بر گردن شوهر حق دارد، و تو شوهر بايد حقّ همسرت را ادا كنى، و نماز و روزه ات را نيز انجام بدهى".
عمربن خطاب به كعب بن سور گفت: "بين اين زن و شوهر، قضاوت كن".
كعب، طبق دستور، به آنها گفت: "خداوند هر چهار شب همخوابگى را بر شوهر روا داشته، ولى زن در چهار شب، يك شب حقّ همخوابگى با شوهر را دارد، بنابراين در اين چهار شب، مرد يك شب بايد حقّ زن را ادا كند، و در سه شب ديگر آزاد است، آنگاه به شوهر زن گفت: "اين دستور را حتماً رعايت كن".
همين قضاوت هوشمندانه موجب شد كه عمر به كعب گفت: "تو را قاضى بصره قرار دادم، به سوى بصره براى قضاوت برو".
كعب بن سور به بصره رفت، و در آنجا بر مسند قضاوت نشست، و سالها قاضى بصره بود، تا وقتى كه عثمان از دنيا رفت.
هنگامى كه فتنه انگيزان مخالف علي (ع) جنگ جمل را در بصره به پا كردند، كعب بن سور، قرآن را به گردنش آويزان نمود، و به صف مخالفان علي (ع) پيوسته و مردم را بر ضدّ سپاه علي (ع) مى شوراند، و خود همراه آنها مى جنگيد، سرانجام خود و سه برادرش كشته شدند.(3) و به اين ترتيب اين هوشمند گمراه به خاك سپاه هلاكت ابدى افتاد.
(1) أنَّ زوُجى صَوّامٌ قَوامٌ.
(2) يعنى سوره بقره، آل عمران، و نساء و مائده و انعام و اعراف و توبه كه به «السّبع الطوال» معروف مى باشد.
(3) بحار، ج 32، ص 303 و 204.
نوشته شده توسط وحيد در شنبه بیست و نهم مهر 1385
عابد روزه دار و زن بهشتى ( )
عابد روزه دار و زن بهشتى در مـيـان بنى اسرائيل (قبل از سلام) عابدى يك عمر طولانى به عبادت خدا اشـتـغال داشت، در عـالـم خـواب بـه او گفته شـد فـلان زن از دوستان تو در بهشت است. وقتى بيدار شد، ســراغ آن زن را گرفت تا او را پيدا كرد، سه روز او را مهمان خـود نمود، تا ببيند او چه عملى انجام مى دهد كه اهل بهشت شده است، وى در اين سه روز ديـد، او يك زن عــادى است، شـبــها كه عابد شب زنده دارى مـى كـنـد، او مـى خـوابــد، روزها كه عابد روزه مى گيرد، او روزه نمى گيرد ... تا اينكه: بـه او گفت: "آيا غير از آنچه از تو ديدم عمل ديگرى ندارى؟" او گفت "نه به خدا سوگند، اعـمـالم همين است كه ديدى"، عابد اصرار كرد كه فكر كن و بياد بياور كه چه عمل نيكى دارى ... سرانجام زن گفت: من يك خصلت دارم (كه همواره راضى به رضاى خدا مى باشم) اگر در سختى باشم، آرزوى آسانى نـمـى كـنـم، اگــــر بيمار باشم، آرزوى سلامتى نـمــى كنم و اگر در گرفتارى باشم آرزوى آسايش نمى كنم (بلكه پسندم آنچه را جانان پسندد). عـابـد جـريـان را دريافت، دستش را بر سرش زد و گفت: "سوگند به خدا اين خـصـلت (رضا به رضاى الهى) خـصـلت بزرگى است كه عابدها از داشتن آن عاجزند.(۱)
(1)
مجموعه ورّام، ص 230.
نوشته شده توسط وحيد در شنبه بیست و نهم مهر 1385
آية الله شهيد مدرّس و آخرين افطار ( )
آية الله شهيد مدرّس و آخرين افطار مدرّس را بخاطر قاطعيت و صـراحـت لـهـجه و حـقـگوئى، سرانجام به دستور رضاخان و اربابانش نـخـست او را در زنـدان شــهـر خـواف (مـــزر خراسان و افغانستان) و سپس در زندان كاشمر، زندانى كردند. هوا كم كم تاريك مى شد، مردم شهر كاشمر بى خبر از حادثه هولناكى كه در شهر آنان در حــال وقوع بود به خانه هاى خود مى رفتند، روز دهم آذرماه 1327 (27 رمــضان 1356 هـ.ق) بود و مردم سعى داشتند كه هنگام اذان در خانه باشند و افطار كنند. در ايـن هنگام سه دژخـيـم رضـاخانى به نامهاى 1 ـ جهانسوزى 2 ـ خلج 3 ـ مستوفيان به گورستان شـهـر نـزديك مـى شـدنـد، آنـهـا بـه گـورستان كارى نـداشتند، آنـهـا مـى خواستند به خانه اى نزديك مرده شورخانه بروند، همان خـانـه اى كـه مدرّس در آن زندانى بود، مدرّس ده سال تمام در شهر خواف زندانى بود و به تازگى او را به كاشمر آورده بودند. وقتى بـه خانه رسيدند، مــدرس مشـغـول روشن كردن سماور (براى افطار) بود، جهانسوزى با روشى مؤدبانه پرسيد: حالت چطور است؟ مدرس جواب داد: "خوبم شما چطور"؟ جهانسوزى كه لباس سرهنگى بر تن داشت، جواب داد: ما هم خوبيم و بعد ناگهان بدون مقدمه پرسيد: افطار نمى كنيد؟ مـدرس جواب داد: "چرا، ولى قبلاً بايد به شما كه امروز مهمان هستيد چاى بـدهـم" حبيب الله خـلـج بــا خـشـم گفت: "بسيار خــوب" امّا بهتر است خودت زودتر چائى بخورى چرا افطار نمى كنى؟" مـدرس سربرداشت و به چهره خلج كه مردم او را "شـمر ميرغضب" مى گفتند نگريست و با ديدن چشمهاى سرخ خلج، همه چيز را فهميد و در دل گفت: "براى كشتن من آمده اند". جهانسوزى بار ديگر پرسيد: افطار نمى كنيد؟ مدرس گفت: چرا، اما بهتر است ببينم كه آيا وقت افطار شده است يا نه. مستوفيان با نگاه تند به او گفت: مى توانيد تحقيق كنيد. مـدرّس برخاست و از اطاق بيرون رفت و نگاهى به آسمان انداخت و زير لب دعا خواند و بعد برگشت، و چاى در قورى و آب جوش سماور را در آن كرد و روى سماور گذاشت. خلج باز با تندى گفت: چرا معطلى؟ چرا افطار نمى كنى؟ مدرّس گفت: مى دانم چه مى گوئيد، ولى بگذاريد نمازم را بخوانم، او با وقار هـمـيشگى بـه نـماز ايستاد، خلج پس از نماز، بدون اجازه از جا برخاست و براى مـدرّس، چـائى ريـخـت و در آن هنگام سمّى را كه با خود آورده بود در چايش ريخت و جلو مدرس گذاشت و با خشونت گفت: افطار كن. مـــدرّس چـاى را خـــورد، آدم كشها در انتظار بودند كه مدرس براى خود غذا بياورد و بخورد، امــا ديـدنـد كه بـار دگـر رو به قبله نشست و بـه خواندن دعا پرداخت. خلج زير لب گفت: باز هم مى خواهد دعا بخواند. مستوفيان اشاره كرد، چند دقيقه صبر كن. هنوز مـــدرّس زنده بود، جهـانسوزى اشاره به خلج كــرد كه نبايد وقت تـلـف شود، خلج با سـرعت به سوى مدرس رفت و عمامه او را گرفت و به گرنش پيچيد، بـه مسـتـوفـيـان و جـهـانسوزى گـفـت: پاى او را بـگيريد، سپس بى شرمانه دو سوى عمامه را همچنان مى كشيد تـا چهره مـــدرس به كبودى گرائيد و در حـــالــــى كه مى گفت: اشهد ان لا اله الاالله و اشهد انّ محمداً رسول الله و اشهد انّ علياً ولى الله به شهادت رسيد. پس از شهادتش، آدمكشان، جيب او را گشتند و تمام سرمايه او بيش از 30 ريال نبود، جنازه اش را در نقطه نامعلوم دفـن كردند و مردم بعد از چند سال توسط افرادى از اهل محل، دفن او را پيدا كردند و امروز در شــهـر كــاشـمر مزار مسلمانان است. همانگونه كه عـــادت پـسـت فطرتان از خـدا بى خبر است، مخالفان مدّرس، براى سرپوش گذاشتن بر جنايت بــى شرمانه و بـزرگ خود، مرحوم آيت الله شهيد مدرس را به انواع تهمت ها و نسبت هاى ناروا، مورد هدف قرار دادند تا آنجا كه او را كه از متن اسلام برخاسته بود، مزدور انگليس خواندند
نوشته شده توسط وحيد در شنبه بیست و نهم مهر 1385
دفتر خاطرات ( )
سلام دوستان
طاعات وعباداتون مقبول درگاه الهي
راستش داشتم فكر مي كردم به ماه مبارك رمضان و اين همه عظمتي كه براي اين ماه برشمردند.يه حس عجيبي داشتم دست به قلم برداشتم وچيزايي نوشتم كه خودم وقتي خوندم باورم نمي شد اينا را من نوشتم گفتم بهتره با شما هم در ميون بزارم شايد بشه دفتر عشقي جمع وجور كرد شما هم هر وقت احساس كرديد به خدا نزديك شديد و حال عرفاني خاصي پيدا كرديد حتما قلم وكاغذ برداريد و بنويسيد. دوست دارم دل نوشته هاي شما را در اين باره بخونم.برا اينكه هم يه يادگاري از من داشته باشيد وهم كاري كرده باشم به بهترين دل نوشته از طرف خودم جوايزي اهدا ميشه . در ضمن يادتون نره حتما پست الكترونيكي را بنويسيد تا بتونم با شما تماس بگيرم.
نوشته شده توسط وحيد در شنبه بیست و دوم مهر 1385
روزه واقعي چيست ؟ ( )
روزه واقعي چيست ؟
شخص روزه دار نه تنها ازخوردن و آشاميدن ونيز از مفطراتي كه بيان شده است بايد امساك كند ، بلكه روزه واقعي آن است كه تمام اعضا و جوارح او امساك داشته باشند.قال رسول الله (ص) : لجابر بن عبدالله ياجابر هذا شهر رمضان من صام نهره و قام وِرداً مِنْ ليله و عفّ بطنه و فرجه وكفّ لسانه خرج من ذنوبه كخروجه من الشهر ، فقال جابر: يا رسول الله(ص) ما أحسن هذا الحديث ؟فقال رسول الله (ص):يا جابر ما أشّد هذه الشروط؛ پيامبر (ص) به جابر عبدالله فرمود: اي جابر در اين ماه رمضان هركس روز را روزه بگيرد و پاره اي از شب را به عبادت بگذراند و شكم وفرج (عورت) و لسانش را از گناه حفظ كند ، از گناهانش خارج ميشود مثل خارج شدن انسان از اين ماه. جابرعرض كرد يا رسول الله (ص) چه حديث خوبي است؟پيامبر (ص) فرمود:اي جابر ، چه شروط سختي است .
قال ابو عبدالله (ع) :الصيام ليس من الطعام و الشراب ،والانسان ينبغي اَن يحفظ لسانه من اللغو والباطل في رمضان وغيره . امام صادق (ع) فرمود: روزه تنها راه جلوگيري از خوردن و آشاميدن نيست ، بلكه سزاوار است كه روزه دار زبان خود را از سخن بيهوده و ناراست درماه رمضان وغير رمضان حفظ كند .
قال رسول الله (ص) :رُبَّ قائم حظّه من قيامه السَّهر و ربّ صائمٍ حظّه من صيامه العطش؛چه بسا قيام كننده نماز شب بهره اش از ايستادن فقط بيداري شب است ، وچه بساروزه داري كه بهره اش از روزه داري فقط عطش وتشنگي است.
قال رسول الله (ص) :من صام شهر رمضان فاجتنب فيه الحرام ولابهتان رضي الله عنه و اوجب له الجنان. هركس ماه رمضان را روزه بگيردو درآن از حرام و بهتان دوري كند خداوند از او خشنود مي شود و بهشت را برا و واجب مي گرداند.
گوش بگشا لب فروبند از مقال هفته هفته ، ماه ماه، سال سال
صمت عادت كن از يك گفتنك مي شودذوالنارازاين تحت الحنك
نوشته شده توسط وحيد در شنبه بیست و دوم مهر 1385
فضيلت روزه و روزه داران ( )
فضيلت روزه و روزه داران
1- روزه از اركان دين
در روايات اسلامي روزه به عنوان يكي از اركان اسلامي معرفي شده است . در حديثي كه زرارة از امام باقر (ع) كرده چنين آمده است:
عن ابي جعفر (ع) قال : بُنِيَ الاسلام علي خمسةاشياءعلي الصلاة والزكاة و الحجّ و الصوّم والولاية ،و قال رسول الله (ع) الصوّم جنّة من النّار ؛امام صادق(ع) فرمود : اسلام بر پنج چيز بنا شده است : نماز ، زكات ،حج،روزه و ولايت (معرفت امام) و پيامبر(ص)مود: روزه سپر و مانع است از آتش .بيان اين پنج ركن اسلام ، به دليل اهتمام شارع مقدُّس به اين امور است .
عن اميرالمؤمنين علي (ع) قال : حدود الفرض التي فرضها الله عل خلقه هي خمسةمن كبار الفرائض : الصلاة و الزكاةو الحج والصوم والولاية الحافظة لهذه الفرائض الاربعة.
حدود واجباتي كه خداوند آنها را بر بندگانش واجب كرده است ، پنج تاي آنها از بزرگترين فرائض هستند : نماز، زكات ، حج، روزه ، و ولايت كه نگاه دارنده و پاسدار اين چهار فريضه است.
2- خدا، خود پاداش روزه است.
عن ابي عبدالله (ع) قال : ان الله تبارك وتعالي يقول الصّوم لي و انا اجزي عليه؛خداوند_ تبارك و تعالي _ فرمود: روزه براي من است و من مزد و پاداش او را مي دهم.دراين عبادت چرا خداوند درمورد روزه اين تعبير ر افرموده شايد به اين دليل باشد كه تمام عبادت ها شرك راه دارد، امّا تنها عبادتي كه فقط براي خدا مي تواند باشد،روزه است.در اين جا به مطلبي كه در جوامع روائي به آن هم اشاره شده است توجّه مي دهيم تا با معارف ديني آشنا يي بيشتر ي پيدا كنيم.و امّا قوله : ( وأنااَجزي به ) بالمعلوم كما هو المشهور لبيان كثره الجزاء لاّنه تعالي اذا أخبر بانه يتولي بنفسه جزائه فبالحّري ان يكون جزائه لا يتناهي و تقديم الضميرللتخصيص كما هو الظاهر اي اجاز يه ولا اَكِله الي ملائكتي كما ورد في الصدقه ايضاً ، وقريء بالمجهل يعني انا جزائه اي محبّتبي ومعرفتي و قربي. كلّ ابن آدم له الا الصيام ، و الصيامُ لي وأنا أجزي به.
تمام اعمال فرزندان آدم براي خودش مي باشد ،مگر روزه ، وروزه براي من است و من مزدش ر ا ميدهم ( يا ملاقات من مزد روزه گرفتن است). و اگر اَجزاي را معلوم بخوانيم ، يعني من پاداش روزه داران را مي دهم و اگر اُجزي به صورت مجهول بخوانيم، يعني ملاقات من پاداش او است.
3- مزد وپاداش روزه
قال رسول الله (ص)من صام يوماً تطّوعاً فلو اُعطي ملؤ الارض ذهبا ما وفي اجره دون يوم الحساب ؛ كسي كه يك روز روزه مستحبي بگيرد، اگر تمام زمين ر اپراز طلا كنند ، پاداشش داده نشود تا اين كه روز قيامت ثواب و پاداش به او داده شود.
4- دعاي فرشتگان براي روزه داران
ان الله و كلّ ملائكة بالدعاء للصاءمين؛
خداوند سبحان فرشتگاني ر اقرار داده كه براي روزه داران دعا كند
5- روزه عبادت نمونه
عليك بالصوم فانّه لا عدل له
برتو باد به روزه گرفتن ، به راستي كه همتايي براي روزه نيست .
6- روزه عامل مقاومت در مشكلات
عن ابي عبدالله(ع) في قول الله عزوجّل <و استعينوا بالصبر والصلاة>
قال: الصبر الصيام و قال : اذا نزلت بالرجل النازلة والشديدةفليصم فان الله عزوجّل يقول و استعينوا بالصبر < يعني الصيام > امام صادق (ع) در قول خداوند كه فرمود از صبر ياري بجوييد، فرمود: صبر ،روزه است و فرمود : اگر بر شما مشكلات ودشواري روي آورد ، روزه بگيريد، چون خداوند مي فرمايد < واستعينوا بالصبر >
مفسران در ذيل آيه شريف ه آورده اند كه ، رسول گرامي اسلام (ص)گاه با مشكلي مواجه مي شدند ، از نماز و روزه مدد مي گرفتند .
روي عن الصادق (ع) اَنه قال ما يمنع احدكم اذا دخل عليه غمّ من غموم الدنيا اَن يَتَّوضَّاَ ثمّ يدخل المسجد فيركع ركعتين يدعوا الله فيها أما سمت الله تعالي يقول: و استعينوا بالصبر والصلاة . از امام صادق (ع) نقل شده كه هنگامي كه غمي از غمي هاي دنيا به شما روي آورد . وضو گرفته و به مسجد برويد ، پس نماز بخوانيد و خدا را بخوانيد ،
مگر نشنيده ايدكه خداوند فرموده است: و استعينوا بالصبروالصلاة
7- روزه دار هميشه درعبادت است
قال رسول الله (ص)صائِم في عِبادَة وَاِنْ كانَ علي فِراشِهِ ما لَم يغتَبْ مُسْلماً؛پيامبر اسلام (ص)مود: شخص روزه دار درعبادت خدا مي باشد ولو اين كه دربستر استراحت باشد ، مادامي كه مسلماني ر اغيبت نكند.
عَن أبي عبدالله قال نَوْمَ الصائِمِ عِبادة وَنَفَسُهُ تَسبيح ؛ خواب روزه دار عبادت محسوب مي شود و دم و بازدم او هم ذكر و تسبيح مي باشد . در بيان ديگر اما م صادق (ع) مي فرمايد : نوم الصائم عبادة و صمته تسبيح ، و عمله مستقبل و دعاؤه مستجاب ؛خواب روزه دارعبادت محسوب مي شود و سكوتش تسبيح و عمل او مورد قبول ، ودعاي او برآورده شده است .
8- پاداش روزه دردنيا و آخرت
عن أبي عبدالله أنّه قال: لِلصّائِم فَرْحَتان فرْحَةٌ عِنْد اِفْطاره وَ فَرْحَهٌ عِنْد لِقاءِ رَبِّه؛
براي شخص روزه دار دو خوشحالي است: يكي وقت افطار و ديگري هنگام ملاقات خداوند متعال.سببِ خوشحالي موقع افطار روي اين جهت مي باشد كه اين شخص توانسته تكليف الهي را به پايان برساند و غلبه كند بر هواي نفس خود وتوانسته است درميدان تكليف پيروزشود .و سبب خوشحالي او در روز قيامت به ان دليل است كه وقتي جز او پاداش عمل خود را مي بيند كه خداوند چه احسانهاوخيراتي را براي او آماده كرده است، خوشحال مي شود.و در معناي حديث فوق چنين بيان شده : يعني بفرحته عند افطار فرحة المسلم بتحصيل ذلك اليومفي ديوان حسناته و فواضل أعماله لانّ فرحته تلك انّماابيح وقته ذلك ، وليس الفرح بالاكل ولحاجة البطن من شرائف ما يمدح به الصّالحون ، و أمّا فرحته عند لقاء ربّه عزّوجل فيما يفيض الله عليه
من فضل عطائه الذيّ ليس لاحد من أهل القيامة مثله الاّ لمن عمل مثل عمله.
9- بوي دهان روزه دار
قال لاصادق (ع) : اوحي الله تبارك و تعال الي موسي(ع) مايمنعك من مناجاتي؟فيال : يا ربّ اجلّلكعن المناجات لخلوف فم الصائم ، فأوحي الله عزوجل اليه ياموسي للخوف فم الصائم اطيب عندي من ريح المسك؛ امام صادق (ع) فرمود : خداوند متعال به حضرت موسي (ع) وحي نمود كه چه چيز مانع مناجات تو با من شده است. موسي (ع) عرض كرد : پروردگارا ! بوي بد دهان من كه روزه هستم . خداوند به موسي (ع) خطاب كرد كه بوي دهان شخص روزه دار معطّرتر است نزد من از بوي مشك.درباب نماز شب هم ، مشابه مطلب فوق ذكر شده كه ملائكه از بوي دهان شب زنده دار اذيّت نمي شوندو خداوند دهان آنها را طيّب قرارداده است
10- پاداش روزه گرفتن درهواي گرم
قال لاصادق (ع) :مَنْ صامَ لِلّه عَزَّوَجَلَّ يَوْمَاً في شِدَّهِ الحرّ فَأًصابَهظَمَأوَكَّلَ الله به اَلْف مَلَك يَمْسَحُونَوَجْهه وَيُبَشِّرونَه حَتّي اِذَا افطَر،قالَ الله عَزَوَجَلّ : ما اَطْيَبَ رَيحَكَ وَرَوحَكَ يا مَلائِكَتَي اِشْهَدُوا اِنْي قَدْ غَفَرْتُ لَه؛
اما م صادق (ع) فرمود : كسي كه يك روز براي خداوند در هواي گرم روزه بگيرد و تشنگي براو عارض شود، خداوند هزار ملك را وكيل ميكند صورت او را مسح كنند وبه او بشارت مي دهند تا زماني كه افطار كند . در اين هنگام خداوند مي فرمايد : چه خوش است بو و نسيم تو. اي ملائكه من ، شاهد باشيد كه من او را بخشيدم .
11- روزه سبب دوري شيطان مي شود
أن النبّي (ص)ال لاصحابه ألا أخبركم بشي ء ان أنتم فعلتموه تباعد الشيطان عنكم كما يتباعد المشرق من المغرب ؟ قالو : بلي قال : الصوّم يسّود وجهه...
پيامبر اسلام (ص)به اصحابش فرمودند : آيا من شما را آگاه نكنم ازچيزي كه اگر شما انجام دهيد شيطان از شما دور مي شود، مانند دوري مشرق از مغرب ؟ عرض كردند: بلي يا رسول الله . فرمود: روزه گرفتن سبب سياهي صورت شيطان مي شود
نوشته شده توسط وحيد در جمعه بیست و یکم مهر 1385
اعمال شب قدر ( )
اعمال شبهاي قدر :
شب قدر همان شبي است كه در تمام سال شبي به فضيلت آ ن نمي رسد و عبادت در آن شب بهتر از هزار ماه عبادت است . درآن شب تقدير امور سال مي شود ، ملائكه و روح، كه اعظم ملائكه است ، در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مي شوند و به خدمت امام زمان مشرف مي شوند و آنچه براي هر كس مقدر شده است بر امام (عج) عرض مي كنند .
اعمال شبهاي قدر بر دو نوع است : يكي آنكه بايد در هر سه شب آن را انجام دادو ديگر اينكه مخصوص به هر شبي است.
اعمال مشترك شب هاي قدر
اين اعمال در هرسه شب نوزدهم و بيست ويكم و بيست وسوّم انجام مي گيرد:
اوّل پس آن چند چيز است اوّل غسل است كه بايد مقارن غروب آفتاب
دوّم دو ركعت نماز است در هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه توحيد بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ بگويد
سوّم زيارت امام حسين (ع)
چهارم :احياي اين شب ها است . هركسي كه اين شبها رااحيا كند گناهان او آمرزيده شود، هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگيني كوه ها باشد.
پنجم ، قرآن مجيد را بگشايد و بگذارد مقابل خود وبگويد:
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ
الْمُنْزَلِ وَما فيهِ وَفيهِ اسْمُكَ الاْكْبَرُ وَاَسْماَّؤُكَ الْحُسْنى وَما يُخافُ
وَيُرْجى اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقاَّئِكَ مِنَ النّارِ پس هر حاجت كه دارد بخواهد
ششم ، قرآن را بر سر بگيرد وبگويد:
اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ
وَبِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ وَبِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فيهِ وَبِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ
فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ پس ده مرتبه بگويد بِكَ يا اَللّهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّدٍ
و ده مرتبه بِعَلي و ده مرتبه بِفاطِمَةَ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ و ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ و ده
مرتبه بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَيْنِ و ده مرتبه بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِي و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ
مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى و ده مرتبه
بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِي و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلي و ده مرتبه بِالْحُجَّةِ پس هر حاجت كه دارى طلب كند.
و اما اعمال مخصوص شب هاي قدر
اعمال مخصوص شبهاى قدر
اعمال مخصوص شب نوزدهم:
اوّل صد مرتبه اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ دوّم صد مرتبه اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ
اعمال شب بيست ويكم :
فضيلتش زيادتر از شب نوزدهم است و بايد اعمال آن شب را از غسل و احياء و زيارت و دوركعت نماز كه هفت قُل هُوَالله دارد كه سابقاً بيان كرديم و قرآن بر سر گرفتن و صد ركعت نماز و دعاى جوشن كبير و در اين شب به جاي آورد .
اعمال مخصوص شب بيست وسوم :
فضيلت اين شب ازدو شب قبل بيشتر است و بايد چند عمل ديگر علاوه بر اعمالي كه در شبهاي نوزدهم و بيست ويكم ذكر شد، بخ جاي آورد : و آن عبارت است از خواندن سوره هاي عنكبوت ، حم سجده، دخان ، قدر ( هزار مرتبه ) زياد خواندن دعاي اللهم كن لوليّك..
نوشته شده توسط وحيد در پنجشنبه بیستم مهر 1385
فضيلت اعمال مستحبي در ماه مبارك رمضان ( )
فضيلت اعمال مستحبي در ماه مبارك رمضان 1- دعا واستغفار قال علی(ع)
عنكم بـــــه البلاء و اما الاستغفار فتمحي به ذنوبكم ؛بر شما باد در ماه
رمضان به استغفار و دعاي زياد . امـــــا دعا ، بلا را از شما دفع ميكند.وامـــــا
استغفار، ازبين برنده گناهان شما است.از وظايف روزه داران دراين ماه، دعا و
درخواست نيازمندي ها از ايزد منان است.
2- تلاوت قرآن
بهترين اعــمـال در شب هاي و روزهاي ماه مبارك رمضان ، تلاوت قرآن است.
اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولـــــي در ايـن مـاه كه ماه نزول
قــرآن است، اجر زياد تري دارد و لازم است روزه داران حداقل روزي يك جزء از
قـــرآن را تـلاوت كنند ، و چــه نـيـكو است كــه اين تلاوت به صورت اجتماع در
مساجد برگزار گرد د.
قال ابوجعفر(ع) :لكلّ شيء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان ؛
براي هر چيزي بهاري است وبهار قرآن ماه رمضان است .
3-افطاري و صدقه دادن
عن ابي عبدالله(ع)
: مــن تـصـدق فـي شـهـر رمـضان بصدقة،صرف الله عنه
سبعين نوعاً من البلاء
هـــركس در مــــــاه رمضان صدقه اي بدهد ، خداوند هفتاد نوع بلا را از او دور
مي كند .
نوشته شده توسط وحيد در شنبه پانزدهم مهر 1385
شعر ( )
سلام دوستان - طاعات وعبادات قبول باشه - لذتهاي بي نظير مهماني
خداوند بزرگ گواراي وجود نازنينتان -اين شعر زيبا را دوست عزيزم
حسين فرستاده - گذاشتم همه استفاده كنن
حسين جان ممنون
دست ما از دامن آن دلربا كوتاه شد
جمله اوقاف ما افسوس صرف آه شد
تاكه خورشيد جمالش از نظر ها شد نهان
آسمان از بي وفايي همنشين ماه شد
از براي لحظه ديدار آن آرام جان
چشمهاي بيقراران منتظر بر راه شد
عشق يعني شب نشيني با خيال روي دوست
هر كه غير از اين طريقي مي رود گمراه شد
ما گدايان غمش را تلخي هجران نصيب
كي گدا شايسته ي حلواي بزم شاه شد
عاقبت اربابي مصر جهان از آن اوست
گرچه عمري يوسف كنعان ما در چاه شد
اللهم عجل لوليك الفرج![]()
نوشته شده توسط وحيد در جمعه چهاردهم مهر 1385
عظمت ماه مبارك رمضان ( )
عظمت ماه مبارك رمضان
عظمت ماه رمضان به اين است كه قرآن در اين ماه نازل شده است ويكي از صدها حكمي كه در قرآن بيان شده ، روزه است . در حقيقت ، عظمت را به اصل نسبت ميدهند كه همان نزول قرآن باشد . روايات در باب فضيلت اين ماه بسيار است كه ما به تعدادي دز آنها اشاره مي كنيم :
1- رمضان اسمي از اسماءخداوند سبحان است
عن ابي جعفر (ع) قال :لاتقولوا هذا رمضان ، ولا ذهب رمضان ، ولا جاء رمضان ، فانّ رمضان اسم من اسماءالله عزّوجلّ؛ امام باقر(ع) فرمود : نگوييداين ماه رمضان است ؛ ومضان رفت رمضان آمد ، چرا كه رمضان نامي از نام هاي خداوند متعال است .
2- رمضان ماه رحمت ومغفرت است
عن ابي جعفر (ع) قال : رسول الله(ص) لمّا حضر شهر رمضان و ذلك في ثلاث بقين من شعبان قال لبلال : ناد في الناس ثم ّ صعد المنبر فحمد اللهبه و حضر كم و هو سيد لاشهور ليله فيه خير من الف شهر تغلق فيه ابواب الناّر و تفتح فيه ابواب و الديه ولم بغفر له فابهده الله ومن ذكرت عنده فلم يصِّل عليَّ فلم يغفر الله فأبنده الله
زماني كه ماه رمضان نزديك شده و هنوز سه روز از ماه شعبان مانده بود ، پيامبر(ص)به
فرمود : مردم را خبر كن.بعد از جمع شدن مردم ، پيامبر (ص)بالاي منبر رفتند و حمد و ثناي الهي را بخ جا آوردند ، سپس فرمودند : مردم اين ماه از ماه هاي شريفي است كه خداوند به خود نسبت داده و ماهي است كه درپيش روي شما است وسرور ماه هاي ديگر است . يك شب از اين ماه بهتر از هزار ماه است. دراين ماه درهاي جهنّم بسته و درهاي بهشت باز ميشود . هركسي اين ماه را درك كند ولي آمرزيده نشود ، از رحمت خدا دور است، و هركس پدر ومادرش را درك نكند و بخشيده نشود ، از رحمت خدا دور مي باشد واگر نزد كسي نام من برده شود و بر من صلوات نفرستد ، بخشيده نمي شود و از رحمت خدا دور مي باشد .
عن ابي عبدالله (ع) قال : من لم يغفر له في شهر رمضان لم يغفر له الي قابل الاّ ان يشهد عر فه؛
امام صادق (ع) فرمود هركس درماه مبارك رمضان مورد رحمت خداوند واقع نگرددوبخشيده نشود ، تا رمضان آينده آمرزيده نمي شود ، مگر اين كه در سرزمين عرفه حاضر شود.
برهمين اساس ، رسول خدا فرمود:< انّما سُمي الرمضان لانه يرمض الذنوب >
قال النبي (ص) :اعطيت امتي في شهر رمضا ن خمساً لم يعطهن امه نَبِيٍّ قبلي : امّا واحدة فاذا كان اول ليلةمن شهر رمضان، نظر الله عزوجلّ اليهم ، و من نظر الله اليه لم يعذبه ابداً.
و امّا الثانيه : فان خلوف افواههم حين يمسون عندالله عزوجل اطيب من ريح المسك .
و امّا الثالثه : فان الملائكه يستغفرون لهم في ليلهم و نهارهم.
و اما الرابعه : فان الله عزوجلّ يأمر جنته ان استغفري و تزيني لعبادي ، فيوشك ان يذهب بهم نصب الدنيا و اذاها، ويصيروا الي جنتي و كرامتي .
و اما لاخامسة : فاذا كان آخر ليلةغفر لهم جميعاً ، فقال رجل : في ليلة القدر يارسول الله (ص)؟
فقال : الم تر الي العمّال اذا فرغوا من اعمالهم وفّوا؛
پيامبر (ص) فرمود : به امت من در ماه رمضان پنج چيز داده شده كه به امت هيچ پيامبر پيش از من داده نشده است :اما عطاي اول : پس هرگاه شب اول ماه رمضان فرارسد خداوند عزوجل به سوي بندگان نظر مي كند و كسي كه خدا به او نظر مي كند،تا ابدعذاب نمي شود.
دوم : بوي بد دهان آنان كه در نزد خدا شب زنده داري مي كنند،خوش بوتراز بوي مشك مي شود.
سوم : ملائكه براي ايشان در شب وروز استغفار مي كنند .
چهارم : هماناخداوند_ عزوجل _ بهشت خويش را امر مي كند تا استغفار كند براي بندگان آراسته شود، پس نزديك است كه سختي ها و رنج ها دنيا آنها ر ابا خود ببرد ومي روند به سوي بهشت من و كرامت من.
پنجم : پس هر گاه شب آخر فرا رسد، خداوند همه بندگان را مي آمرزد . مردي گفت : يا رسول الله در شب قدر ؟ پيامبر (ص) فرمود: مگر نمي بيني كه كارگران هرگاه كارشان تمام شو ،مزد به آنها دهند.
3- بزرگان ديني اول سال ر ا اوّل ماه رمضان مي دانند . اگر كشاورزان اوّل سال را پاييز مي دانند و تجّار و كسبه اوّل بهار را اوّل سال مي دانند ، اهل سير و سلوك و زنده دلان اوّل سال را اوّل ماه مبارك رمضان مي دانند .از ماه مبارك رمضان در روايات به شهر الله ياد شده است. پيامبر اسلام (ص) فرمود : < قد اقبل ليكم شهر الله> ماه رجب ماه ولايت است و ماه شعبان ماه رسالت و ماه رمضان ماه خداست و اگر كسي بخواهد وارد اين ماه بشود ، بايد از درب ولايت وارد شو د. از اين جا استفاده مي شودكه قبولي اَعمال ، با پذيرش ولايت اهل بيت (عه) مُيسّر است.
4- رمضا ن ، بهترين ماه هاي سال است
عن ابي عبدالله (ع) قال : ان عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهراً في كتاب الله عزّوجلّ يوم خلق السماوات والارض فغرة الشهور شهر الله شهر رمضان ، وقلب شهر رمضان ليلة القدر ، و نزّل القرآن في اوّْ ليلة من شهر رمضان فاستقبل الشهر بالقرآن ؛
امام صادق (ع) فرمود : شما ر ماه ها نزد خداوند در كتاب شريف قرآن دوازده ماه است در روزي كه آسمان ها و زمين را خلق نمود، و سرور و آقاي اين ماه ها ، ماه خدا و ماه رمضان است وقلب ماه رمضان شب قدر است. پس با قرآن به استقبال ماه رمضان آييد.
5- رمضا ن ماه توبه
قال رسول الله (ص) : شهر رمضان شهر الله عزّوجلّ ، وهو شهر يضاعف الله فيه الحسنات ، ويمحو فيه السيئات ، و هو شهر البركه، وهو شهر الانابه ،وهو شهر التوبةو هو شهر المغفره ، وهو شهر العتق من النار ، ولافوز بالجنه ؛پيامبر (ص)فرمود: ماه رمضان ماه خداوند _عزوجلّ_ است و ماهي است كه هداوند حسنات ونيكي ها را زياد مي كند ، بديها را برطرف مي نمايد و اين ماه ، ماه بركت و توبه و برگشت به سوي خداست، ماه آزادي ازآتش ورسيدن به بهشت مي باشد .
6- رمضان ماه نزول قرآن
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ
ماه رمضان ماهي است كه قرآن در آن نازل شده است .
نوشته شده توسط وحيد در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385
رمضان3 ( )
بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمْ
یا عَلِیُّ یا عَظیمُ یا غَفُورُ یا رَحیمُ اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظیمُ اَلَّذی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَئٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ
وَ هذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ کَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ فَضَّلْتَهُ عَلَی الشُّهُورِ وَ هُوَ الشَّهْرُ الذَّی فَرَضْتَ صِیامَهُ عَلَیَّ
وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضانَ الذَّی اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ هُدیً لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی وَ الْفُرْقانِ
وَ جَعَلْتَ فیهِ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ جَعَلْتَها خَیْرًا مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ
فَیاذَا الْمَنِّ وَ لا یُمَنُّ عَلَیْکَ مُنَّ عَلَیَّ بِفَکاکِ رَقَبَتی مِنَ النّارِ فیمَنْ تَمُنُّ عَلَیْهِ وَ اَدْخِلْنِی الْجَنَّةَ
بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

نوشته شده توسط وحيد در سه شنبه یازدهم مهر 1385
رمضان 2 ( )
براى استفاده بهتر از ماه مبارك رمضان چه راههايى را توصيه مى كنيد؟
1- در اين ماه سعى كنيد علاوه بر شكم، زبان، گوش و. شما نيز در حال روزه باشد يعنى اين كه گرد گناه نگردد.
2- به تلاوت قرآن با تدبر در معانى آن بپردازيد.
3- روزها كمى بيشتر استراحت كنيد و حتماً سحرها يكى دو ساعت بيدار بوده و به نماز، دعا و تلاوت قرآن بپردازيد.
4- در مجالس وعظ شركت كنيد.
5- دعاى ابو حمزه ثمالى را با توجه به معانى آن بخوانيد (اگر چه شبى يك صفحه).
6- از هر كار خير و عمل نيكى كه از عهده شما بر مىآيد در اين ماه دريغ نكنيد.
نوشته شده توسط وحيد در سه شنبه یازدهم مهر 1385
رمضان ( )
رمضان يعنى چه و چرا روزه مىگيريم؟ جواب :الف) رمضان نام يكى از ماههاى قمرى است و معناى لغوى آن سوزانيدن است پيامبر فرمودند نام اين ماه رمضان گذاشته شده زيرا گناهان را مىسوزاند يكى از نامهاى خداوند نيز رمضان است. در اين ماه قرآن وانجيل و تورات و زبور نازل شدهاند و يكى از چهار ماهى است كه خداوند جنگ را در آن حرام فرموده (مگر جنبه دفاع داشته باشد). ب) قرآن مىفرمايد: «ما روزه را بر شما واجب كرديم همانگونه كه بر پيروان اديان» گذشته واجب نموديم تا متقى گرديد»،(1) پس فلسفه اصلى وجوب روزه تقويت تقواى الهى و ايجاد رابطه بين بنده و خالق است. ج) معناى اين كه ماه رمضان ماه ميهمانى خدا است. اين است كه خداوند بندگان خود را در اين ماه پذيرايى مىنمايد و پذيرايى خداوند عبارت است از بركت، رحمت، مغفرت، تسبيح حساب كردن نفس كشيدن، عبادت حساب كردن خواب، قبول نمودن اعمال استجابت دعا و. كه همگى از روايات فهميده مىشوند،(2). براى آگاهى بيشتر به خطبه شعبانيه پيامبر اكرم (ص) رجوع كنيد. پىنوشت (1) (بقره) (2) (ترجمه ميزانالحكمه، ج 5، ص 2130)
نوشته شده توسط وحيد در جمعه هفتم مهر 1385
ماه مهماني خدا ( )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون
اي كـــساني كــه ايمان آورده ايد ، روزه بــر شما نوشته شد (واجب شد)، همان گونه كه بر
كساني پيش از شما نوشته شد، تا شايد پرهيزگار شويد.
سلام دوستان
حلول ماه مبارك رمضان را خدمت همه دوستان گرامي تبريك عرض مي كنم
اميدوارم بتوانيم بهره لازم را از اين ماه عزيز كسب كنيم.ضمن تشكر از كـــليه
دوستاني كــــه در خـــتم گـــروهي قرآن كـــه بــه نـيت سـلامتي امام زمان
خــوانده خـواهد شد ،اعلام آمــــــادگي نموده اند، ترتيب اجزايي كه دوستان
بايد قرائت كنند به شرح زير حضورتان اعلام مي گردد.
جزء اول =دوست بزرگوار با پست الكترونيكي barane_atefeh222@yahoo.com
جزء دوم= دوست بزرگوار با پست الكترونيكي sholgosh@yahoo.com
جزء سوم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي gomshode_s_p@yahoo.com
جزء چهارم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي yazahray_madineh@yahoo.com
جزء پنجم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي JAhmadyian@gmail.com
جزء ششم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي frozen_shadow2@yahoo.com
جزء هفتم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي fp1363@yahoo.com
جزء هشتم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي golesorkh131@yahoo.com
جزء نهم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي s_shk2000@yahoo.com
جزء دهم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي iman_e2000@yahoo.com
جزء يازدهم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي qoqnoss@yahoo.com
جزء دوازدهم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي afsesia@yahoo.com
جزء سيزدهم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي hejrann_mm@yahoo.com
جزء چهاردهم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي sedaghat_rasti3004@yahoo.com
جزء پانزدهم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي morvarid_e_ashk@yahoo.com
جزء شانزدهم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي moteajebb@yahoo.com
جزء هفدهم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي sara_m735@yahoo.com
جزء هجدهم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي sadaf_et2006@yahoo.com
جزء نوزدهم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي therains_girl@yahoo.com
جزء بيستم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي roza99958@yahoo.com
جزء بيست ويكم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي shamime_bahar@yahoo.com
جزء بيست و دوم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي nasima1230@yahoo.com
جزء بيست وسوم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي yasekabood1361@yahoo.com
جزء بيست وچهارم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي avaye_entezar313@yahoo.com
جزء بيست وپنج = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي hanieh313@yahoo.com
جزء بيست وششم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي nazbashi20002000@yahoo.com
جزء بيست وهفتم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي montazer_aftabe53@yahoo.com
جزء بيست وهشتم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي sedaghat00@yahoo.com
جزء بيست ونهم = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي alo_foot@yahoo.com
جزء سي ام = دوست بزرگوار با پست الكترونيكي www.rahro1426@yahoo.com
نوشته شده توسط وحيد در سه شنبه چهارم مهر 1385
مطالب پیشین
![]()
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
dardehejran.blogfa.com
The Template Designed By Loghman Avand @
www.irlearn.com
