|
درد هجران يوسف زهرا
|
سلام ودرود بر بهار انسانها وشكوفايي دورانها
سلام بر آن خورشيد فروزاني كه از پس پرده غيبت بر زواياي قلب شيفتگانش نور اميد مي افشاند وبا ظهورش فجر نور شكافته وهمه جا نورباران مي شود
سلام بر تو ؛
سلام بر تو كه عشق را مي شناسي وراه خانه دوست را مي داني.
سلام بر سلامهاي تو ؛ بر گريه هاي تو در دشتهاي زرد غيبت.
سلام بر تو كه وعده خدايي ، موعود زماني ، شكوه زميني وادامه الله.
اي هميشه مهربان!سلام!
خواهش ما را اجابت نيست؟
گريه ، تا كدامين سحر؟
سلام بر مولاي خوب ومهربانم- اين وبلاگ تقديم به مهدي گل زهرا كه به خود اجازه نمي دهم بگويم منتظر يا محبش هستم فقط مي گويم من يك دردمند هستم آن هم درد هجران گل زهرا(س)
ساعت و تاريخ
موضوعات
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين : نفر
سوال شصت وششم ( )
با توجه به اين كه فراگير شدن ظلم و جور در جهان از نشانههاى ظهور است پسچرا مردم را براى زمينهسازى ظهور دعوت به صلح و ترك ظلم و گناه مىكنند؟
جواب: فراگير شدن ظلم و جور در جهان از نشانههاى معروف ظهور حضرت مهدى (ع) به شما مىرود و اين نشانه در روايات بسيار به چشم مىخورد و در بعضى روايات به همين عنوان كلى مورد اشاره قرار گرفته، چنان كه در روايات معروفى كه با سندهاى گوناگون نقل شده آمده: يملا اللّه به الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً خداوند به وسيله ظهور مهدى (ع) زمين را پر از عدل و داد مىسازد، پس از آن كه از ظلم و ستم پر شده باشد»،(1).
يا از حضرت مهدى (ع) نقل شده: علامة ظهورى كثرة الهرج و المرج و الفتن. نشانه آشكار شدن من زياد شدن هرج و مرج و فتنهها و آشوبها است»،(2).
زياد شدن اين فسادها در ميان مردم، در واقع نوعى از فراگير شدن ظلم و جور روى زمين است. البته فساد و گناه كم و بيش در ميان مردم بوده، مهم فراگير شدن آن است به گونهاى كه بدىها بر خوبىها، ضدارزشها بر ارزشها غلبه مىيابد. شهيد مطهرى، روايتى را از شيخ صدوق مىآورد. اين امر (قيام مهدى (ع)) تحقق نمىپذيرد مگر اينكه هر يك از شقى و سعيد به نهايت كار خود برسد. پس سخن در اين است كه گروه سعداء و گروه اشقيا هر كدام به نهايت كار خود برسند. سخن در اين نيست كه سعيدى در كار نباشد و فقط اشقياء به منتها درجه شقاوت برسند،(3).
و از طرفى ايدهى ظهور منجى بزرگ كه با خروج خود عدل، قسط، گشايش و آسايش را در مقطع پايانى تاريخ حيات انسان به ارمغان خواهد آورد و به ستم، ظلم و تجاوز پايان خواهد بخشيد، عقيدهاى است كه پيروان اديان سه گانه ابراهيمى (يهوديت و مسيحيت و اسلام) و بخش چشمگيرى از ساير ملل بدان ايمان دارند.
يهود مانند مسيحيان كه به بازگشت عيسى (ع) معتقدند- به ظهور يك منجى مىانديشيدند زرتشتيان نيز در انتظار رجعت بهرامشاهاند. و هندوها نيز به خروج ويشنو دل بستهاند و بودايىها منتظر باز آمدن بودا و. هستند،(4).
در كنار اين معتقدات ملتهاى مختلف تصريحات قابل توجهى از نوابغ مغرب زمين است، مبنى بر اين كه جهان در انتظار مصلح كبيرى است كه سر رشتهى امور را به دست خواهد گرفت و جامعه بشرى را زير يك پرچم و به دنبال يك هدف گرد هم خواهد آورد. از جمله: برتراندراسل مىگويد: دنيا چشم به راه مصلحى است كه همگان را در سايهى يك پرچم و يك شعار متّحد سازد.
البرت انيشتاين مىگويد: فرا رسيدن آن روزى كه در جاى جاى جهان، صلح و صفا حكومت كند و همهى اعضاى جامعه بشرى با يكديگر دوست و برادر باشند ديرى نخواهد پاييد،(5).
از آيات قرآن و احاديث اسلامى نيز استفاده مىشود كه مستضعفين جهان سرانجام در يك انقلاب همگانى كه مهدى موعود (ع) رهبرى آن را بر عهده دارد. بر مستكبرين پيروز مىگردند. وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى اَلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا فِي اَلْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ اَلْوارِثِينَ.،(6).
و گسترش ظلم و فساد و فراگير شدن آن بدين معنا نيست كه صالحى و ظلمستيزى وجود نخواهد داشت و هم چنين ملازم با اين معنا نيست كه بشر ديگر از ظلم و فساد بر نمىگردد. با توجه به توضيحات فوق و اينكه بشر از هر نحلهاى كه باشد دنبال منجى و رسيدن به عدل و آرامش و آسايش است. اين نويد را مىدهد كه جهان بشرى با توجه به ظلم و فساد و تبعيض كه دامنگيرش شده در آينده خواستار حكومت ايدهآل و موافق با فطرت الهى باشد. و اضافه بر آن رشد عقول و معارف بشر روز به بروز در ترقى مىباشد و از طرفى مكاتب و اسمهاى مختلف امتحان خود را در اداراه كرد جوامع پس دادهاند. بنابراين سير بشر به سوى گمشدهاى است كه بتواند با نفس مسيحاى خود مرهمى بر زخمهاى آنان باشد و اين يوسف گمشده همان مهدى (ع) است كه بشر در انتظارش مىباشد. كه به آمدن او هم در كتب تشريع الهى و هم در كتب تكوين و صحيفه دلها خبرها و اميدهايى است. و موقع آمدن نيز خبرش در آسمان به گوش جهانيان از شرق و غرب مىرسد. و روايات مىگويد تمام انسانها در برابر اين نشانه الهى وعده داده شده سر تسليم فرود مىآورند زيرا كه تفسير اين گفته خداوند است. «اگر بخواهيم از آسمان معجزهاى بر آنها فرو مىفرستيم كه در برابر آن تسليم فرود آوردند»،(7).
مردم از اين صيحه آسمانى به ناله و فرياد درآمده و از خانههايشان بيرون مىآيند تا ببينند چه خبر است آن ندا مردم را به خوددارى از ظلم و كفر و درگيرى و خونريزى و به پيروى از امام مهدى (ع) دعوت مىكند.
براى آگاهى بيشتر در اين مورد ر. ك: بحارالانوار، ج 52.
پىنوشت
(1) (چشم به راه مهدى، جمعى از نويسندگان مجله حوزه، نقل از «سنن ابى داود»، ج 4، 107 و كنزل العمال، ج 14، ص 264)
(2) (بحارالانوار، ج 51، ص 320)
(3) (قيام و انقلاب مهدى، شهيد استاد مطهرى، ص 57 و 58)
(4) (در انتظار ققنوس، ص 45)
(5) (همان)
(6) (سوره قصص، 5)
(7) (سوره شعرا 4)
نوشته شده توسط وحيد در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385
لينك مطلب
سوال شصت وپنجم ( )
باتوجه به روايت تكذيب مدعيان ملاقات چگونه مىتوان ادعاى بزرگانىهمانند مرحوم سيد رشتى را توجيه كرد؟
جواب: در مسأله ادعاى ملاقات آن حضرت بايد خيلى دقيق بود و از غير كملين به سادگى قابل قبول نيست. در عين حال در روايت است كه هر كس ادعاى مشاهده كند تكذيبش نماييد. مفهوم مشاهده با ملاقات تفاوتهايى دارد. برخى گويند: مقصود از آن روءيت با شناخت هم زمان است در حالى كه غالب مدعيان برجسته زيارت آن حضرت اظهار مىدارند كه پس از جدا شدن متوجه آن حضرت شدهاند. برخى نيز آن را تفسير به رابطه طرفينى مانند نواب خاص كردهاند. هر كس در زمان غيبت كبرى چنين ادعايى كند بايد تكذيب شود ولى ملاقات آن حضرت با اراده آن امام (ع) بدون وجود چنين رابطهاى امكانپذير است.
نوشته شده توسط وحيد در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385
سوال شصت وچهارم ( )
آيا امام زمان(عج) بعد از ظهورشان تا شروع قيامت زنده خواهند ماند؟
جواب: بنابر آنچه در اخبار آمده است امام زمان (عج) پس از چند سال حكومت به لقاى الهى نائل شده و دوران رجعت آغاز خواهد شد و از آن زمان تا قيامت چقدر طول خواهد كشيد؟ اين را كسى جز خداوند نمىداند.
نوشته شده توسط وحيد در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385
سوال شصت وسوم ( )
چگونه مىشود فهميد كه مرجعيت شخصى مورد تأييد امام زمان(عج) مىباشد؟
جواب: اين كه انسان چگونه بفهمد اجتهاد و مرجعيت شخصى مورد تأييد امام زمان (عج) هست يا نه منوط به نكاتى هست كه به طور اختصار به ذكر آنهامىپردازيم.
به طور صد در صد قضاوت درباره اين كه مرجعيت فلان مرجعى مورد تأييد امام هست و مرجعيت شخص ديگرى مورد تأييد نيست، ممكن نيست. مگر از راه اين كه كسى خود با امام در ارتباط باشد و از رضايت آن حضرت خبر حاصل بكند.
در توقيعى از امام عصر (عج) آمده است: و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانهم حجتى عليكم و أنا حجة الله عليهم اما در حوادث واقعه به راويان احاديث ما روى آوريد، كه اينان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر ايشانم»،(1).
براى تشخيص اين كه كدام يك از فقيهان مورد تأييد امام (ع) است، بايد به ملاكها و معيارهايى كه از معصومين (ع) وارد شده است توجه كنيم و طبق آن مرجع تقليد خود را تعيين كنيم. در بيان آن معيارها، امام حسن عسكرى (عج) از امام صادق (ع) نقل مىفرمايند: قال رجل للصادق (ع). فاما من كان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظ لدينه مخالفاً على هواه مطيعاً لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه و ذلك لايكون الا بعض فقهاءالشيعه لاكلّهم. فقيهى كه خويشتندار، حافظ دين، مخالفت هواى نفس و مطيع امر مولايش باشد، عوام (توده مردم) حق تقليد از او را خواهند داشت و اين صفات در همه فقها نيست، بلكه در بعضى از فقها هست»،(2).
بنابراين در تشخيص مجتهد و مرجع مورد تأييد امام (ع)، اين معيارها را بايد در نظر داشت. اين خود مردمند كه بايد درباره آنها مطالعه و تحقيق كنند.
از طرف ديگر همه ما مأمور به ظاهر هستيم بنابراين كسى كه ظاهر او نشاندهنده چنين شرايطى است و به وسيله علما نيز فقاهت او تأييد گردد، مصداق روايت بالا شناخته مىشود.
پىنوشت
(1) (بحارالانوار، ج 53، ص 181، ح 10، دارالكتب الاسلاميه- مستدرك الوسائل، ج 18، ص 317، ح 21458، مكتبةالاسلاميه)
(2) (وسائلالشيعه، ج 18، ابواب صفات قاضى، ح 20، ص 94 و 95، مكتبةالاسلاميه)
نوشته شده توسط وحيد در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385
سوال شصت ودوم ( )
بعد از ظهور مهدى(عج) دنيا در چه شرايطى قرار گرفته و تا كى ادامه مىيابد؟
جواب: مدت زمان پاك شدن جهان از فساد معلوم نيست اما وقايع دوران ظهور را مىتوان ترسيم نمود. ترسيم تفصيلى عصر ظهور امكانپذير نيست اما به صورت فشرده به سيماى كلى آن اشاره مىكنيم: روايات حاكى از اين است كه انقلاب و حركت ظهور حضرت مهدى (عج) بعد از فراهم شدن مقدمات و آمادگىهاى منطقهاى و جهانى از مكه آغاز مىگردد. آنگاه در سطح جهان نبردى سخت ميان غربىها و تركان و يا هواداران آنها به وجود مىآيد تا جايى كه منجر به جنگ جهانى مىگردد. اما در سطح منطقه دو حكومت هوادار حضرت مهدى (عج) در ايران و يمن تشكيل خواهد شد. كه ياران ايرانى آن حضرت مدتى قبل از ظهور، حكومت خويش را تأسيس نموده و درگير جنگى طولانى مىشوند كه سرانجام در آن پيروز مىگردند. اندك زمانى پيش از ظهور آن بزرگوار در بين ايرانيان دو شخصيت با عنوان سيد خراسانى، رهبر سياسى و شعيب بن صالح رهبر نظامى ظاهر شده و ايرانيان تحت رهبرى اين دو تن نقش مهمى را در حركت ظهور آن حضرت ايفا خواهند كرد.
اما ياران يمنى وى، قيام و انقلاب آنان چند ماه پيش از ظهور حضرت بوده و ظاهراً ايشان در سامان بخشيدن به خلاء سياسى كه در حجاز به وجود مىآيد همكارى مىنمايد.
از جمله نشانههاى ظهور حادثهاى است كه ميان دو حرم مكه و مدينه رخ مىدهد. در اين هنگام نشانههاى ظهور حضرت مهدى (عج) آشكار شده و شايد بزرگترين نشانه آن، نداى آسمانى است كه به نام او در 23 ماه رمضان شنيده مىشود پس از اين نداى آسمانى حضرت مهدى (عج) به طور سرى با برخى از ياران خود ارتباط برقرار مىنمايد. درباره آن بزرگوار در سراسر گيتى سخن بسيار به ميان آمده و نام وى زبانزد همگان گشته و محبتش در دلها جاى مىگيرد.
دشمنان از حضور آن حضرت بيمناك شده و مىكوشند تا وى را يافته و از ميان بردارند ازاينرو سپاهى وارد مدينه گشته و به هر مرد هاشمى كه دست يافته او را دستگير و يا كشته و يا به زندان مىاندازند آن حضرت با برخى از ياران خود در مكه تماس گرفته تا اين كه قيام خويش را در شب دهم محرم بعد از نماز مغرب و عشاء از حرم شريف مكى آغاز مىكند و پس از درگيرى بر مكه تسلط مىيابد. در صبح روز دهم محرم حضرت مهدى (عج) پيام خود را به زبانهاى مختلف به تمام جهان ابلاغ مىكند و ملل دنيا را به يارى خويش دعوت كرده، اعلام مىدارد كه در مكه باقى خواهد ماند تا معجزهاى كه جد گرامىاش حضرت رسول (ص) وعده فرموده محقق شود و آن فرو رفتن لشكريان سفيانى به زمين است كه براى درهم شكستن حركت آن حضرت راهى مكه مىشوند به وقوع بپيوندد.
آن حضرت پس از اين معجزه با سپاه خود كه متشكل از ده و اندى هزار تن است از مكه رهسپار مدينه مىشود و پس از نبردى با نيروهاى دشمن مستقر در آنجا، مدينه را آزاد ساخته آنگاه با آزادسازى دو حرم مكه و مدينه فتح حجاز و تسلط بر منطقه خاتمه مىيابد. وى پس از پيروزى بر حجاز راهى جنوب ايران مىشود و در آنجا با سپاه ايران و تودههاى مردم آن سامان به رهبرى خراسانى و شعيب بن صالح برمىخورد. آنان با او بيعت كرده و با همرزمى يكديگر با قواى دشمن در بصره به پيكار مىپردازند كه سرانجام به پيروزى بزرگ و آشكارى دست مىيابند. سپس امام (عج) وارد عراق گرديده واوضاع داخلى آنجا را پاكسازى مىكند و با درگيرى با بقاياى نيروهاى سفيانى و گروههاى متعدد شورش آنها را شكست داده و به قتل مىرساند. آنگاه عراق را مركز حكومت و كوفه را پايتخت خود قرار مىدهد و بدينسان يمن، حجاز، ايران، عراق و كشورهاى خليجفارس يكپارچه تحت فرمانروايى آن حضرت درمىآيد. بعد از آن جنگهايى با تركان و يهوديان صورت مىپذيرد كه در هر دو پيروزى از آن حضرت (عج) است. غربيان مسيحى از اين وقايع سخت نگران شده و با حضرت اعلان جنگ مىكنند ولى ناگاه حضرت عيسى مسيح (ع) از آسمان به قدس شريف فرود آمده و با سخنان خويش جهان و به ويژه مسيحيان را مورد خطاب قرار مىدهد. فرود آمدن حضرت عيسى (ع) براى جهان علامت و نشانهاى است كه موجب شادى مسلمانان و ملتهاى مسيحى خواهد گرديد.
به نظر مىرسد كه حضرت مسيح (ع) ميان حضرت مهدى (ع) و غربىها وساطت نموده و قرارداد صلحى به مدت هفت سال ميان دو طرف بسته مىشود. اما غربىها بعد از دو سال پيمان صلح را مىشكنند، لذا روميان در يك هجوم ناگهانى با نزديك به يك ميليون سرباز به سرزمين شام و فلسطين يورش مىآورند. نيروهاى اسلام روياروى آنها قرار گرفته و حضرت مسيح (ع) موضع خود را هماهنگ با حضرت مهدى (عج) اعلام داشته و پشت سر وى در قدس نماز مىگذارد. دراين جنگ مسلمانان پيروز مىشوند. سپس غرب توسط امام فتح مىگردد. پس از فتح و اسلام آوردن بيشتر مردم آن سامان، حضرت مسيح (ع) رحلت نموده و حضرت مهدى (عج) و مسلمانان بر پيكر او نماز مىگذارند. سپس پيكر پاك او را با پارچهاى كه دستبافت مادرش مريم صديقه (ع) است كفن نموده و در جوار مزار شريف مادرش در قدس به خاك مىسپارد.
پس از اين فتوحات حضرت مهدى (عج) براى تحقق بخشيدن به اهداف الهى در ابعاد گوناگون و در ميان ملل جهان اقدام مىكند و براى تعالى بخشيدن و شكوفايى زندگى مادى و تحقق توانگرى و رفاه همگان قيام نموده و جهت گسترش فرهنگ و دانش و بالا بردن سطح آگاهى دينى و دنيايى مردم مىكوشد.
به نظر ميرسد كه جنبش دجال ملعون و فتنه و آشوب او يك حركت انحرافى بهرهگيرى از پيشرفت علوم و حالت رفاهى باشد كه در زمان امام (عج) جامعه بشرى به آن دست مىيابد. دجال از روشهاى پيشرفته چشمبندى، براى فريب جوانان پسر و دختر و زنان كه بيشتر پيروان او را تشكيل مىدهند استفاده مىكند. ازاينرو در جهان موجى از فتنه و آشوب به وجود مىآورد كه فريبكارىهاى او را باور مىكنند اما حضرت مهدى (عج) نيرنگهاى وى را آشكار ساخته و به زندگى او و هوادارانش خاتمه مىبخشد.
اين دورنمايى كلى از حركت و انقلاب جهانى حضرت مهدى (عج) بود،(1).
اما علائم و نشانههاى ظهور كه هر يك نويدى از نزديك شدن ظهور آن حضرت (عج) است فراوان است كه به ذكر مهمترين آنها اكتفا مىكنيم: 1- خروج سفيانى: سفيانى مردى از نسل ابوسفيان است كه پيش از ظهور حضرت خروج مىكند و پس از ظهور با امام مىجنگد.
امام صادق (ع) فرمود: «ما و خاندان ابوسفيان دو خاندانى هستيم كه بر سر دين خدا با هم دشمنى داريم. ما سخن خداوند را تصديق كرديم و آنان تكذيب كردند. ابوسفيان با پيامبر (ص) مبارزه كرد و معاويه با على (ع) و يزيد با حسين بن على (ع) به مخالفت برخاستند و سفيانى نيز با قائم (عج) خواهد جنگيد،(2).
2- خسف در بيداء: خسف يعنى، فرو رفتن و بيداء سرزمين بين مكه و مدينه است و مراد از آن فرو رفتن لشكر سفيانى در زمين است.
على (ع) فرمود: در آستانه ظهور قائم ما، مهدى (عج) سفيانى خروج مىكند. سپاه وى به سوى مدينه حركت مىكند و چون به سرزمين بيداء مىرسند خداوند آنها را در كام زمين فرو مىبرد،(3).
3- خروج يمانى: سردارى است از يمن كه قيام كرده و مردم را به حق و عدل دعوت مىكند.
امام صادق (ع) فرمود: قيام خراسانى و سفيانى و يمانى در يك سال و يك روز خواهد بود و در اين ميان هيچ پرچمى به اندازه پرچم يمانى دعوت به حق و هدايت نمىكند،(4).
ظاهراً خراسانى نيز دعوت به حق مىكند.
4- قتل نفس زكيه: نفس زكيه يعنى، انسان پاك.
امام باقر (ع) فرمود: «بين ظهور مهدى (عج) و كشته شدن نفس زكيه بيش از پانزده شبانهروز فاصله نيست»،(5).
5- صيحه آسمانى: ظاهراً صدايى است كه در آستانه ظهور از آسمان شنيده مىشود.
امام باقر (ع) فرمود: «ندا كنندهاى از آسمان نام قائم را ندا مىكند پس هر كه در شرق و غرب است آن را مىشنود،(6).
درباره تعداد ياران خاص آن حضرت كلياتى وارد شده است مانند اين كه: امام باقر (ع) فرمود: سوگند به خدا، سيصد واندى نفر بدون وعده پيشين گرد مىآيند در ميان آنان پنجاه زن است،(7).
درباره ويژگىهاى ياران حضرت نيز طبق برخى از روايات خداشناسى، عبادت و بندگى، شجاعت، فرمانبرى، ايثار، زهد و سادهزيستى و نظم و انضباط از صفات آنان شمرده شده است.
نشانههاى ديگرى نيز وجود دارد كه براى مطالعه آن ر. ك: 1- ظهور نور، على سعادتپرور، نشر تشيع 2- علائم ظهور امام زمان (عج)، محمد حسين همدانى، انتشارات صحفى 3- نشانههاى ظهور، سادات مدنى، نشر منير 4- از ولادت تا ظهور، كاظم قزوينى، ترجمه: فريدونى، نشر آفاق 5- از ولادت تا ظهور، كربى، انتشارات الهادى 6- چشم به راه مهدى، جمعى از نويسندگان دفتر تبليغات اسلامى قم، چاپ اول زمستان 1375، صص 316- 245 7- مقاله بررسى نشانههاى ظهور، اسماعيل اسماعيلى شرايط جهان بعد از حكومت منجى با قبل از آن تفاوت كلى خواهد داشت. طبق بيان روايات جامعه انسانى در آن دوران از لحاظ مادى و معنوى به رشد واقعى خود خواهد رسيد. در روايتى از امام صادق (ع) آمده است: ان الله خير ذالقرنين السحابين الذلول والصعب، فاختار الذلول و هو ما ليس فيه برق ولا رعد و لواختار الصعب لم يكن له ذلك لان الله ادخره للقائم عليه السلام خداوند ذوالقرنين را در انتخاب دو ابر رام و سركش آزاد گذاشت و او ابر رام را انتخاب كرد كه رعد و برقى در آن نبود و اگر سركش را برمىگزيد حق او نبود زيرا خداوند آن را براى قائم ذخيره كرده است،(8).
از اين روايت استفاده مىشود كه امام مهدى (عج) از وسايل گوناگون و ابزارهاى مختلف در بالا رفتن و حركت بين ستارگان آسمانها و جهان بالا استفاده مىكند و همچنين استفاده مىشود كه در دوران حكومت آن حضرت و بعد از آن- دوران حكومت فرزندان آن حضرت و دوران رجعت- ارتباطى بين ساكنين كره زمين و آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى ششگانه خواهد بود، بدين معنا كه رفت و آمد و مسافرتى بين آنها ايجاد مىشود،(9).
به طور كلى شرايط جهان در زمان حكومت منجى فرق خواهد كرد، اما اين كه بعد از حيات آن حضرت شرايط جهان در چه وضعى خواهد بود، مىتوان گفت آنچه به اعتقاد ما مزيت دارد اين است كه حكومت جهانى آن حضرت تا پايان دنيا استمرار خواهد داشت و بعد از او فرزندان وى كه ادامه دهندگان راه آن حضرت مىباشند به حكومت مىرسند و بعد دوران رجعت مىرسد كه بعضى از پيامبران و امامان اهلبيت (ع) به دنيا باز مىگردند و تا پايان اين جهان حكمرانى خواهند كرد،(10).
در قرآن و سنت نيز آمده است كه قيامت داراى مقدمات و نشانههايى است كه پى در پى در زمين و آسمان و جامعه بشرى پديد مىآيد و طبق برخى از روايات حكومت حضرت مهدى (ع) از نشانههاى قيامت است و علائم رستاخيز پس از حكومت آن حضرت آغاز مىگردد و از جمله اين علائم رجعت مىباشد. لذا بعد از حكومت آن حضرت انتظار به معناى قبلى نخواهد بود و اگر انتظارى هم مطرح باشد انتظار رجعت و قيامت است و هدف انسانها بعد از ظهور نيز همان هدفى است كه قبل از ظهور داشتهاند وآن رسيدن به كمال و قرب الهى است كه هدف آفرينش انسان است. منتهى بعد از ظهور موانع كمال و رسيدن برطرف شده و عوامل و زمينه كمال در تمام ابعاد رشد مساعد است.
براى آگاهى بيشتر ر. ك: 1- على كورانى، عصر ظهور، ترجمه عباس جلالى 2- شيعه و رجعت، آيتاللهحاج محمد ميرشاه ولد
پىنوشت
(1) (براى آگاهى بيشتر ر. ك: عصر ظهور، على كورانى، ترجمه عباس جلالى، انتشارات سازمان تبليغات اسلامى)
(2) (بحارالانوار، ج 52، ص 182)
(3) (ينابيع الموده، قندوزى، چاپ بصيرتى، ص 427)
(4) (كتابالغيبه، نعمانى، ص 252)
(5) (الارشاد، ج 2، ص 374)
(6) (كتاب الغيبه، نعمانى، ص 252)
(7) (بحارالانوار، ج 52، ص 223)
(8) (بحارالانوار، ج 52، ص 321)
(9) (عصر ظهور، على كورانى، ترجمه: عباس جلالى، ص 370)
(10) (عصر ظهور، على كورانى، ص 369)
نوشته شده توسط وحيد در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385
سوال شصت ویکم ( )
حقیقت انتظار فرج چیست؟ جواب: اندیشه ی پیروزی نهایی نیروی حق وصلح وعدالت، بر نیروی باطل وستیز وظلم،استقرار کامل وهمه جانبه ی ارزش های انسانی ، تشکیل مدینه ی فاضله وجامعه ی ایده آل وبالاخره اجرای این ایده عمومی وانسانی به وسیله ی شخص مقدس وعالی قدر که در روایات اسلامی از او به عنوان مهدی نام برده شده است ،اندیشه ای است که کم وبیش همه ی فرق ومذاهب اسلامی -با اختلافاتی- بدان مومن ومعتقدند.این اندیشه بیش از هر چیز مشتمل بر عنصر خوشبینی نسبت به جریان کلی نظام طبیعت وسیر تکامل تاریخ واطمینان به آینده وطرد عنصر بد بینی نسبت به پایان کار بشر است(که طبق بسیاری از نظریه ها وفرضیه های غیر اسلامی ،پایان نظام طبیعت ،تاریک وابتر است). امید و آرزوی تحقق این نوید کلی جهانی انسانی ،در زبان روایات اسلامی انتظار فرج خوانده شده است
نوشته شده توسط وحيد در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385
سوال شصت ( )
وقايع بعد از تولد پيامبر(ص) چه بود؟
جواب: آن طورى كه مورخان نوشتهاند: 1- در زمان تولد رسولخدا (ص) آتشكدهها- مخصوصاً آتشكده فارس كه سالها مورد تكريم زردشتيان بود- ناگهان خاموش شد، 2- درياچه ساوه خشك گرديد، 3- در بيابان سماوه آب پيدا شد، 4- نورى درخشش پيدا كرد كه فضاى مكه را روشن نمود، 5- شياطين كه تا آن لحظه به عالم بالا راه داشتند و صداى ملائكه را مىشنيدند، براى هميشه طرد شدند، 6- طاق كاخ و ايوان كسرى شكاف برداشت، 7- پلى كه بر روى رودخانه دجله بسته بودند شكست و آب وارد شهر شد، و.
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385
سوال پنجاه ونهم ( )
برخى روايات مستند دوازدهم ربيعالاول را روز ولادت پيامبر(ص) مىداند،چرا روايات هفدهم ربيعالاول مورد قبول قرار گرفت؟
جواب: عموم سيره نويسان اتفاق دارند كه تولّد پيامبر اكرم (ص) در عام الفيل در سال 570 ميلادى بوده است. زيرا آن حضرت به طور قطع در سال 632 ميلادى رحلت فرموده است و سن مبارك حضرت 62 تا 63 بوده است. اكثر محدثان و مورخان شيعه و سنى- بر اين قول هستند كه تولد پيامبر اكرم (ص) در ماه ربيع الاوّل بوده است. ولى در روز تولّد آن حضرت اختلاف نظر دارند،(1).
علماء اهل سنت روز تولّد را 12 ربيعالاوّل مىدانند و مرحوم كلينى هم در تاريخ مُولد نبى اكرم (ص) قائل به 12 ربيعالاوّل مىباشد. اما مرحوم كلينى روز تولّد را روز جمعه مىداند ولى علما اهل سنّت روز دوشنبه مىدانند،(2) اما قول مشهور بين محدثان بزرگ شيعه اين است كه آن حضرت در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود. و منظور از مشهور- شهرت روائى داشتن موضوع بين محدثان شيعه است همانطورى كه علامه مجلسى در بحارالانوار نقل كردهاند، و اين شهرت را نمىداند مگر كسانى كه اهل فنّ باشند (يعنى اهل حديث باشند) و اگر شهرت را در دايره غير محدثين معنا كنيم چنين حديثى داراى اصلى نخواهد داشت و داخل در روايات ضعيف مىشود.
بنابراين در روز جمعه بودن، بين محدثان بزرگ شيعه و مرحوم كلينى اختلافى نيست، و اگر كلينى تولّد را 12 ربيع الاول دانسته، احتمالاً از روى تقيه بوده است. چنانكه علاّمه مجلسى در بحارالانوار تقيّه را متحمل دانسته است.
براى آگاهى بيشتر ر. ك: بحارالانوار 15 248 مكتبة الاسلاميه- اصول الحديث و احكامه جعفر سبحانى 64 و 63 اين كه گفتهايد علماء بزرگ شيعه و كلينى 12 ربيع الاول را از امام محمدباقر نقل كرده است چنين چيزى را در اصول كافى پيدا نكرديم. و اگر فرض را بر اين بگذاريم كه مرحوم كلينى 12 ربيع الاول را نقل كرده است اوّلاً اين روايت جزء روايات غريب است و روايت غريب در اصطلاح محدثين روايتى را گويند كه متفرّد در روايت باشد.
در مسائل تاريخى معمولاً اختلاف نظر وجود دارد مرحوم اربلى در كشف الغمه مىگويد: اختلاف در روز ولادت آسان است به جهت اينكه معمولاً تاريخ فرزندانشان را نمىنوشتند، عجيب اين است كه در تاريخ رحلت رسول اكرم (ص) هم اختلاف است،(3) و اين كه گفتهايد كلينى از امام باقر (ع) نقل كرده است درست نيست در اصول كافى چنين حديثى را پيدا نكرديم.
و سخن آخر اينكه اگر دلائل نقلى و احاديث منقول در اين مورد را در نظر نگيريم و صرفاً با نگرش عقلى بخواهيم در اين مورد به قضاوت بنشينيم بايد اعتراف كنيم كه خانواده هر كس در مورد مواليد و وفيات اعضاى خانوادهاش بهتر از هر كس ديگر مىتواند واقع مطلب را ادعا كند خانواده پيامبر و اهل بيت (ع) هم روز 17 ربيعالاوّل را گفتهاند و اين موجب شهرت بين علماى شيعه گشته است.
پىنوشت
(1) (فرازهايى از تاريخ اسلام جعفر سبحانى 59)
(2) (اصول كافى 1 364 نقل از كتاب الصحيح من سيره النبى الاعظم سيد مرتضى عاملى)
(3) (كشف الغمه، ج 1، ص 15، نقل از كتاب الصحيح من السيرة النبى الاعظم سيد جعفر مرتضى عاملى)
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385
تبريك ميلاد ( )
سلام دوستان عزيز
ميلاد نبي مكرم اسلام -صلي الله عليه وآله - وششمين اختر تابناك آسمان امامت و ولايت امام جعفر صادق -عليه السلام- را اولاً به محضر فرزند برومندش آقا امام زمان -عجل الله تعالي فرجه الشريف- مقام معظم رهبري وشما دوستان عزيز تبريك عرض مي نمايم.ان شا الله كه خداوند عيدي همه را اول فرج آقا امام زمان وعاقبت به خيري را نصيب همه ما ها قرار بده-راستش قرار بود اين وبلاگ فقط مطالبي را درج كنه كه مربوط به بحث مهدويت باشه اما براي اينكه عرض ادبي نيز به ساحت مقدس ساير معصومين -عليهم السلام -باشه سعي ميشه خيلي مختصر در يكي دو پست به هر مناسبتي به سوالات دوستان پاسخ داده بشه
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385
سوال پنجاه وهشت ( )
چگونه مىتوان با امام زمان-عج- رابطه برقرار نمود؟
جواب: ملاقات با امام زمان -عج- و ديگر اولياى الهى نياز به سنخيت با آنان دارد. به دست آوردن سنخيت با اولياى الهى نياز به تحقّق دو بُعد يعنى، معرفت و عمل دارد. اگر كسى خود را به اولياى الهى شبيه نمود، به لقاى آنان نيز واصل خواهد شد.
نوريان مرنوريان را طالبند ناريان مرناريان را جاذبند
آنچه وظيفه ماست تشبه به آن حضرات و پيمودن راه آنان است ما بايد در همه حال سرباز آماده باش آن حضرت بوده و همواره در خدمت ايشان باشيم. اين مسأله را آيه 200 سوره آل عمران بيان فرموده: يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اِتَّقُوا اَللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ اى كسانى كه ايمان آوردهايد، صبر كنيد و يكديگر را به صبر واداريد و مرابطه نماييد و تقوا و خداترسى را پيشه سازيد، باشد كه رستگار شويد.
امام باقر -ع- در تفسير اين آيه شريفه مىفرمايند: »صبر كنيد بر اداى فرايض )يعنى در انجام تكاليف الهى استقامت داشته باشيد( و در برابر دشمنان پايدارى كنيد و با امامتان )كه انتظارش را مىكشيد( مرابطه نماييد«،(1) مرابطه با امام زمان -عج- يعنى خود را به رشته ولايت او بستن و بر خدمت و پيروى و يارى او گردن نهادن و اين يكى از اركان ايمان است كه آدمى خود را به امام خويش مربوط سازد و از او جدا نشود. همچنين بايد كارهايى انجام دهيم كه آن حضرت و اصحابشان انجام مىدهند.
قرآن راجع به حضرت مهدى و اصحاب ايشان مىفرمايد: اَلَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي اَلْأَرْضِ أَقامُوا اَلصَّلاةَ وَ آتَوُا اَلزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ اَلْمُنْكَرِ كسانى كه اگر در زمين به آنان توانايى دهيم نماز را بپا داشته و زكات )به مستحق( بخشيده و به معروف امر نموده و از منكر نهى كنند«،(2).
امام باقر -ع- در تفسير اين آيه مىفرمايند: »اين آيه براى آل محمد است يعنى، مهدى -عج- و اصحاب او«،(3). در نتيجه اگر ما هم مىخواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به اين امور اهتمام ورزيم.
خوب است بدانيم امام زمان شديداً به شيعيان خود عشق مىورزند. بلكه علاقه آن حضرت به شيعيان و دوستانشان خيلى بيشتر از علاقهاى است كه ما نسبت به آن حضرت داريم. آن حضرت همواره به شيعيان خود دعا مىكنند. از آن حضرت نقل شده است: انا غير مهملين لمراعاتكم ولاناسين لذكركم ما هرگز در رعايت احوال شما كوتاهى نمىكنيم و شما را از ياد نمىبريم،(4).
ناگفته نماند ما مكلف به ارتباط به معناى ملاقات با امام زمان -عج- نيستيم آنچه بر ماست جلب رضايت آن بزرگوار مىباشد. ارتباط با امام زمان يعنى خود را به رشته ولايت او بستن و بر خدمت و پيروى و يارى او گردن نهادن و اين يكى از اركان ايمان است كه آدمى خود را به امام خويش مربوط سازد و از او جدا نشود. پيوستگى با او يعنى مطيع او بودن. آنچه در روايات زياد سفارش شده است انتظار فرج است ما بايد ارتباط معنوى خود را با امام زمان -عج- با عمل به دستورات آن حضرت و انتظار فرج به معناى واقعى ثابت و مستدام نگه داريم. از اين رو بسيار بجاست كه خصوصيات منتظر واقعى حضرت مهدى -عج- را بدانيد و سپس آن را در خود عملى كنيد پس بحث زير ضرورى به نظر مىرسد.
منتظر واقعى مهدى -عج- بايد چندين خصوصيت داشته باشد: 1- عمل به تكاليف دينى منتظر واقعى بايد تمام وظايف دينى و احكام الهى را انجام دهد.
2- محزون بودن به علت محروم بودن از زيارت آن وجود مبارك عزيز على ان ارى الخلق و لاترى و لا اسمع لك حسيساً و لا نجوى. بر من گران است كه خلق را ببينم و تو ديده نشوى و سخن آشكار و پنهان تو را نشنوم،(5).
3- براى تقويت ارتباط هر روز صبح »دعاى عهد« را بخوانيم.
4- انتظار فرج آن حضرت در دل و ظاهر جلوهگر كنيم. در روايات متعدد داريم كه در زمان غييبت امام زمان -ع- بهترين اعمال انتظار فرج است اينجا نياز به توضيح دارد كه چرا بهترين اعمال انتظار فرج است. فرج يعنى، نصرت و پيروزى و گشايش و مقصود نصرت و پيروزى حكومت عدل علوى بر حكومتهاى كفر و شرك و بى داد است پيروزى عدل گسترى كه به رهبرى امام عصر -عج- تشكيل مىگردد بنابراين انتظار فرج يعنى انتظار تحققيافتنى اين آرمان بزرگ و جهانى است و منتظر حقيقى كسى است كه حقيقتاً خواهان تشكيل چنين حكومتى باشد و اين خواسته آن گاه جدى و راست است كه شخص منتظر عامل به عدل و گريزان از ستم و تباهى باشد و گرنه انتظار فرج در حد يك ادعا و شعار بى محتوا باقى خواهد بود ازاينرو در روايات آمده است كه انتظار فرج خود فرج است زيرا كسى كه حقيقتاً منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تاًسيس حكومت عدل گستر اوست زندگى خود را بر پايه عدل و داد استوار مىسازد و او انسانى است كه حضور و غيبت امام در نحوه رفتار و سير و سلوكش تفاوتى ندارد و قبل از تشكيل حكومت عدل او چنين حكومتى را در زندگى خود پايدار ساخته است بنابراين انتظار فرج حقيقى ريشه در معرفت به حق و عدل و ايمان و عشق به آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مىگردد و چنين حقيقت اصيل و عميقى با لفظ و شعار به دست نمىآيد و با بى تفاوتى و بى اعتنايى نسبت به مقدمات دينى و رسالتهاى انسانى در تعارض و تناقض است از اين جا نادرستى يك تفسير از انتظار فرج روشن مىشود زيرا بعضى بر اين تصور خام هستند كه انتظار فرج يعنى بى تفاوتى نسبت به آنچه در جوامع بشر مىگذرد و دست روى دست گذاشتن به اميد اينكه امام زمان ظهور كند و آنهارا اصلاح نمايد. انتظار فرج تعهدآفرين و مسؤوليتساز است و با بىتفاوتى و بىاعتنايى به سرنوشت بشر و حقيقت و فضليت منافات دارد. انتظار فرج يعنى: الف( معرفت امام معصوم و عادل و پيشواى فضيلت.
ب( ايمان به امامت و قيادت رهبرى الهى و عدالت پيشه.
ج( عشق به عدالت وارزشهاى انسانى.
ه( اميد به آيندهاى روشن و نويد بخش.
ك( تلاش براى برقرارى حكومتى عدل پيشه و عدل گستر.
ح( رعايت موازين و قوانين دينى و اخلاقى.
خ( داشتن روحيه تعهد و مسؤوليتپذيرى.
اين انتظار فرج است كه بهترين اعمال و بهترين عبادت است و چنين منتظرى، مقامى عالى دارد و هر گاه در زمان غيبت از دنيا برود به منزله كسانى است كه پس از ظهور حضرت حجت -عج- زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد مىكنند،(6).
5- داستانهاى واقعى بزرگانى كه با امام زمان -عج- در ارتباط بودند را بخوانيم.
در پايان به اين نكته مهم توجه داشته باشيم كه امام زمان -عج- به عنوان »حجت خدا« و »ولىعصر« بر اعمال و رفتار ما آگاهى دارد و خود را در محضر ايشان ببينيم و براى گرهگشايىهاى مادى و معنوى از ايشان به عنوان واسطه فيض الهى درخواست داشته باشيم.
براى آگاهى بيشتر ر. ك: 1- يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان -عج-، رجالى تهرانى 2- ترجمه منتخبالاثر، آيتاللهصافى 3- مهدى موعود، ترجمه: على دوانى 4- وابستگى جهان به امام زمان -عج-، لطف الله صافى 5- امام زمان در گفتار ديگران، على دوانى
پىنوشت
(1) )كتاب الغنية، شيخ مفيد، ص 105)
(2) )حج، آيه 41)
(3) )تفسير قمّى، ج 2، ص 87)
(4) )بحارالانوار، ج 53، ص 174)
(5) )دعاى ندبه
(6) )بحارالانوار ج 52 ص 125- رهتوشه راهيان نور، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم چاپ اول تيرماه 1374 ص 190 -193
نوشته شده توسط وحيد در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385
سوال پنجاه وهفت ( )
آيا پس از ظهور، اديان يهوديت و نصرانيت در كنار اسلام باقى مىمانند؟
جواب: ظاهر بعضى آيات اين است كه يهود و نصارا تا قيامت باقى خواهند ماند.
1- وَ مِنَ اَلَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى أَخَذْنا مِيثاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنا بَيْنَهُمُ اَلْعَداوَةَ وَ اَلْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ اَلْقِيامَةِ. ما از كسانى كه ادعاى نصرانيت داشتند پيمان گرفتيم پس قسمتى از پندهاى ما را فراموش نمودند، ما هم دشمنى و كينه را تا قيامت در بينشان انداختيم،(1).
2- إِذْ قالَ اَللَّهُ يا عِيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ. وَ جاعِلُ اَلَّذِينَ اِتَّبَعُوكَ فَوْقَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا إِلى يَوْمِ اَلْقِيامَةِ. بيا وقتى كه خداوند فرمود اى عيسى همانا من روح تو را قبض نموده و. و پيروان تو را بر كافران تا روز قيامت برترى دهم،(2).
3- وَ قالَتِ اَلْيَهُودُ يَدُ اَللَّهِ مَغْلُولَةٌ. وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ اَلْعَداوَةَ وَ اَلْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ اَلْقِيامَةِ. يهود گفتند دست خدا بسته است. و ما به كيفر آن قيامت آتش كينه و دشمنى را در ميان آنها برافروختيم،(3).
در آيات فوق دشمنى و كينهتوزى تا قيامت در بين يهود و نصارا مطرح شده است و همچنين برترى نصارا بر كفار تا قيامت آمده است و مقتضاى ظاهر آيات اين است كه دين يهود و نصارا تا قيامت باقى خواهند ماند.
از بعضى روايات نيز همين مضمون استفاده مىشود. عن ابى بصير عن ابى عبدالله عليهالسلام. قلت فما يكون من اهل الذمة عنده قال يسالمهم كما سالمهم رسول الله صلى الله عليه و آله و يؤدون الجزية عن يدوهم صاغرون. ابو بصير گويد به امام صادق عرض كردم صاحب امر (مهدى عليهالسلام) با اهل ذمه- يهود و نصارا- چه مىكند فرمود: مانند پيامبر اكرم (ص) با آنان مصالحه مىكند وآنها جزيه مىدهند،(4).
در مقابل اين آيات و روايات، احاديثى وجود دارد كه دلالت مىكند به اين كه جز دين محمد دينى باقى نمىماند.
1- عبدالله بن بكير از امام موسى بن جعفر (ع) روايت مىكند كه از حضرت تفسير آيه وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ
را سؤال كردم فرمود: «آيه مذكور در شأن حضرت قائم نازل شده است. وقتى آن حضرت ظاهر شد دين اسلام را بر يهود و نصارا و صائبين و كفار شرق و غرب عرضه مىدارد. پس هر كس با ميل و اختيار اسلام بياورد، به نماز و زكات و ساير واجبات امرش مىكند و هر كس از قبول اسلام امتناع ورزد گردنش را مىزند تا اين كه در شرق و غرب زمين جز موحد و خداپرست كسى باقى نماند و.»،(5).
2- جابر از امام باقر (ع) نقل مىكند: «. خدا شرق و غرب جهان را براى صاحب امر مفتوح مىكند آن قدر جنگ مىكند تا اين كه جز دين محمد دينى باقى نماند»،(6).
3- همچنين امام باقر (ع) در تفسير آيه شريفه لِيُظْهِرَهُ عَلَى اَلدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ اَلْمُشْرِكُونَ* فرموده است: يكون ان لايبقى احد الا اقر بمحمد به طورى مىشود كه احدى باقى نمىماند مگر اين كه به محمد ايمان بياورد،(7).
چنان كه ملاحظه مىشود يك دسته احاديث موافق قرآن است و دسته ديگر مخالف قرآن، آنچه كه موافق قرآن است بر احاديث مخالف قرآن مقدم است، بنابراين يهود و نصارا در دوران حكومت حضرت مهدى (عج) باقى خواهند ماند واز عقايد شركآلود خود مانند تثليث دست برمىدارند و تحت حمايت حكومت اسلامى مهدوى به زندگى خود ادامه مىدهند و دين اسلام دين جهانى و بر تمام دينها غالب مىگردد.
براى آگاهى بيشتر ر. ك: دادگستر جهان، ابراهيم امينى، ص 305- 308.
پىنوشت
(1) (مائده، آيه 14)
(2) (آل عمران، آيه 55)
(3) (مائده، آيه 64)
(4) (بحارالانوار، ج 52، ص 381)
(5) (بحارالانوار، ج 52، ص 340)
(6) (همان، ص 390)
(7) (همان، ص 346)
نوشته شده توسط وحيد در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385
سوال پنجاه وشش ( )
آيا مي شود به ترسيم زمان ظهور و زمان آن پرداخت؟
جواب: ترسيم تفصيلى عصر ظهور امكانپذير نيست اما به صورت فشرده به سيماى كلى آن اشاره مىكنيم: روايات حاكى از اين است كه انقلاب و حركت ظهور حضرت مهدى (عج) بعد از فراهم شدن مقدمات و آمادگىهاى منطقهاى و جهانى از مكه آغاز مىگردد. آنگاه در سطح جهان نيروى سخت ميان غربىها و تركان و يا هواداران آنها به وجود مىآيد تا جايى كه منجر به جنگ جهانى مىگردد. اما در سطح منطقه دو حكومت هوادار حضرت مهدى (عج) در ايران و يمن تشكيل خواهد شد. كه ياران ايرانى آن حضرت مدتى قبل از ظهور، حكومت خويش را تأسيس نموده و درگير جنگى طولانى مىشوند كه سرانجام در آن پيروز مىگردند. اندك زمانى پيش از ظهور آن بزرگوار در بين ايرانيان دو شخصيت با عنوان سيد خراسانى، رهبر سياسى و شعيب بن صالح رهبر نظامى ظاهر شده و ايرانيان تحت رهبرى اين دو تن نقش مهمى را در حركت ظهور آن حضرت ايفا خواهند كرد.
اما ياران يمنى وى، قيام و انقلاب آنان چند ماه پيش از ظهور حضرت بوده و ظاهراً ايشان در سامان بخشيدن به خلاء سياسى كه در حجاز به وجود مىآيد همكارى مىنمايد.
از جمله نشانههاى ظهور حادثهاى است كه ميان دو حرم مكه و مدينه رخ مىدهد. در اين هنگام نشانههاى ظهور حضرت مهدى (عج) آشكار شده و شايد بزرگترين نشانه آن، نداى آسمانى است كه به نام او در 23 ماه رمضان شنيده مىشود پس از اين نداى آسمانى حضرت مهدى (عج) به طور سرى با برخى از ياران خود ارتباط برقرار مىنمايد. درباره آن بزرگوار در سراسر گيتى سخن بسيار به ميان آمده و نام وى زبانزد همگان گشته و محبتش در دلها جاى مىگيرد.
دشمنان از حضور آن حضرت بيمناك شده و مىكوشند تا وى را يافته و از ميان بردارند ازاينرو سپاهى وارد مدينه گشته و به هر مرد هاشمى كه دست يافته او را دستگير و يا كشته و يا به زندان مىاندازند آن حضرت با برخى از ياران خود در مكه تماس گرفته تا اين كه قيام خويش را در شب دهم محرم بعد از نماز مغرب و عشاء از حرم شريف مكى آغاز مىكند و پس از درگيرى بر مكه تسلط مىيابد. در صبح روز دهم محرم حضرت مهدى (عج) پيام خود را به زبانهاى مختلف به تمام جهان ابلاغ مىكند و ملل دنيا را به يارى خويش دعوت كرده، اعلام مىدارد كه در مكه باقى خواهد ماند تا معجزهاى كه جد گرامىاش حضرت رسول (ص) وعده فرموده محقق شود و آن فرو رفتن لشكريان سفيانى به زمين است كه براى درهم شكستن حركت آن حضرت راهى مكه مىشوند به وقوع بپيوندد.
آن حضرت پس از اين معجزه با سپاه خود كه متشكل از ده و اندى هزار تن است از مكه رهسپار مدينه مىشود و پس از نبردى با نيروهاى دشمن مستقر در آنجا، مدينه را آزاد ساخته آنگاه با آزادسازى دو حرم مكه و مدينه فتح حجاز و تسلط بر منطقه خاتمه مىيابد. وى پس از پيروزى بر حجاز راهى جنوب ايران مىشود و در آنجا با سپاه ايران و تودههاى مردم آن سامان به رهبرى خراسانى و شعيب بن صالح برمىخورد. آنان با او بيعت كرده و با همرزمى يكديگر با قواى دشمن در بصره به پيكار مىپردازند كه سرانجام به پيروزى بزرگ و آشكارى دست مىيابند. سپس امام (عج) وارد عراق گرديده واوضاع داخلى آنجا را پاكسازى مىكند و با درگيرى با بقاياى نيروهاى سفيانى و گروههاى متعدد شورش آنها را شكست داده و به قتل مىرساند. آنگاه عراق را مركز حكومت و كوفه را پايتخت خود قرار مىدهد و بدينسان يمن، حجاز، ايران، عراق و كشورهاى خليجفارس يكپارچه تحت فرمانروايى آن حضرت درمىآيد. بعد از آن جنگهايى با تركان و يهوديان صورت مىپذيرد كه در هر دو پيروزى از آن حضرت (عج) است. غربيان مسيحى از اين وقايع سخت نگران شده و با حضرت اعلان جنگ مىكنند ولى ناگاه حضرت عيسى مسيح (ع) از آسمان به قدس شريف فرود آمده و با سخنان خويش جهان و به ويژه مسيحيان را مورد خطاب قرار مىدهد. فرود آمدن حضرت عيسى (ع) براى جهان علامت و نشانهاى است كه موجب شادى مسلمانان و ملتهاى مسيحى خواهد گرديد.
به نظر مىرسد كه حضرت مسيح (ع) ميان حضرت مهدى (ع) و غربىها وساطت نموده و قرارداد صلحى به مدت هفت سال ميان دو طرف بسته مىشود. اما غربىها بعد از دو سال پيمان صلح را مىشكنند، لذا روميان در يك هجوم ناگهانى با نزديك به يك ميليون سرباز به سرزمين شام و فلسطين يورش مىآورند. نيروهاى اسلام روياروى آنها قرار گرفته و حضرت مسيح (ع) موضع خود را هماهنگ با حضرت مهدى (عج) اعلام داشته و پشت سر وى در قدس نماز مىگذارد. دراين جنگ مسلمانان پيروز مىشوند. سپس غرب توسط امام فتح مىگردد. پس از فتح و اسلام آوردن بيشتر مردم آن سامان، حضرت مسيح (ع) رحلت نموده و حضرت مهدى (عج) و مسلمانان بر پيكر او نماز مىگذارند. سپس پيكر پاك او را با پارچهاى كه دستبافت مادرش مريم صديقه (ع) است كفن نموده و در جوار مزار شريف مادرش در قدس به خاك مىسپارد.
پس از اين فتوحات حضرت مهدى (عج) براى تحقق بخشيدن به اهداف الهى در ابعاد گوناگون و در ميان ملل جهان اقدام مىكند و براى تعالى بخشيدن و شكوفايى زندگى مادى و تحقق توانگرى و رفاه همگان قيام نموده و جهت گسترش فرهنگ و دانش و بالا بردن سطح آگاهى دينى و دنيايى مردم مىكوشد.
به نظر ميرسد كه جنبش دجال ملعون و فتنه و آشوب او يك حركت انحرافى بهرهگيرى از پيشرفت علوم و حالت رفاهى باشد كه در زمان امام (عج) جامعه بشرى به آن دست مىيابد. دجال از روشهاى پيشرفته چشمبندى، براى فريب جوانان پسر و دختر و زنان كه بيشتر پيروان او را تشكيل مىدهند استفاده مىكند. ازاينرو در جهان موجى از فتنه و آشوب به وجود مىآورد كه فريبكارىهاى او را باور مىكنند اما حضرت مهدى (عج) نيرنگهاى وى را آشكار ساخته و به زندگى او و هوادارانش خاتمه مىبخشد.
اين دورنمايى كلى از حركت و انقلاب جهانى حضرت مهدى (عج) بود،(1).
اما علائم و نشانههاى ظهور كه هر يك نويدى از نزديك شدن ظهور آن حضرت (عج) است فراوان است كه به ذكر مهمترين آنها اكتفا مىكنيم: 1- خروج سفيانى: سفيانى مردى از نسل ابوسفيان است كه پيش از ظهور حضرت خروج مىكند و پس از ظهور با امام مىجنگد.
امام صادق (ع) فرمود: «ما و خاندان ابوسفيان دو خاندانى هستيم كه بر سر دين خدا با هم دشمنى داريم. ما سخن خداوند را تصديق كرديم و آنان تكذيب كردند. ابوسفيان با پيامبر (ص) مبارزه كرد و معاويه با على (ع) و يزيد با حسين بن على (ع) به مخالفت برخاستند و سفيانى نيز با قائم (عج) خواهد جنگيد،(2).
2- خسف در بيداء: خسف يعنى، فرو رفتن و بيداء سرزمين بين مكه و مدينه است و مراد از آن فرو رفتن لشكر سفيانى در زمين است.
على (ع) فرمود: در آستانه ظهور قائم ما، مهدى (عج) سفيانى خروج مىكند. سپاه وى به سوى مدينه حركت مىكند و چون به سرزمين بيداء مىرسند خداوند آنها را در كام زمين فرو مىبرد،(3).
3- خروج يمانى: سردارى است از يمن كه قيام كرده و مردم را به حق و عدل دعوت مىكند.
امام صادق (ع) فرمود: قيام خراسانى و سفيانى و يمانى در يك سال و يك روز خواهد بود و در اين ميان هيچ پرچمى به اندازه پرچم يمانى دعوت به حق و هدايت نمىكند،(4).
ظاهراً خراسانى نيز دعوت به حق مىكند.
4- قتل نفس زكيه: نفس زكيه يعنى، انسان پاك.
امام باقر (ع) فرمود: «بين ظهور مهدى (عج) و كشته شدن نفس زكيه بيش از پانزده شبانهروز فاصله نيست»،(5).
5- صيحه آسمانى: ظاهراً صدايى است كه در آستانه ظهور از آسمان شنيده مىشود.
امام باقر (ع) فرمود: «ندا كنندهاى از آسمان نام قائم را ندا مىكند پس هر كه در شرق و غرب است آن را مىشنود،(6).
درباره تعداد ياران خاص آن حضرت كل
