|
درد هجران يوسف زهرا
|
سلام ودرود بر بهار انسانها وشكوفايي دورانها
سلام بر آن خورشيد فروزاني كه از پس پرده غيبت بر زواياي قلب شيفتگانش نور اميد مي افشاند وبا ظهورش فجر نور شكافته وهمه جا نورباران مي شود
سلام بر تو ؛
سلام بر تو كه عشق را مي شناسي وراه خانه دوست را مي داني.
سلام بر سلامهاي تو ؛ بر گريه هاي تو در دشتهاي زرد غيبت.
سلام بر تو كه وعده خدايي ، موعود زماني ، شكوه زميني وادامه الله.
اي هميشه مهربان!سلام!
خواهش ما را اجابت نيست؟
گريه ، تا كدامين سحر؟
سلام بر مولاي خوب ومهربانم- اين وبلاگ تقديم به مهدي گل زهرا كه به خود اجازه نمي دهم بگويم منتظر يا محبش هستم فقط مي گويم من يك دردمند هستم آن هم درد هجران گل زهرا(س)
ساعت و تاريخ
موضوعات
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين : نفر
سوال نهم ( )
ياران امام زمان(عج) چند نفرند و از چه شهرهايى هست؟
جواب:بنابر نقل روايات اصحاب و ياران خاص آن حضرت حدود 313 نفر به تعداد ياران رسول خدا (ص) در غزوه بدر خواهد بود كه تعداد آنان از شهرهاى مختلف مشخص است و ما بعضى از آنها را ذكر مىكنيم: 24 نفر از طالقان، 18 نفر از قم، 14 نفر از كوفه، 12 نفر از هرات، 12 نفر از مرو، 3 نفر از سجستان، 3 نفر از رقه، (نزديك مرز سوريه و تركيه است)، 12 نفر از جرجان، 9 نفر از بيروت، 8 نفر از مدائن، 8 نفر از نيشابور، 3 نفر از بصره، 3 نفر از خابور (نزديك مرز عراق و سوريه در استان حسكه و ديرزور)، 7 نفر از رى، 7 نفر از طبرستان (مازندران)، 6 نفر از يمن، 5 نفر از طوس (مشهد)، 3 نفر از دمشق، 2 نفر از مدينه منوره، 5 نفر از تفليس، 4 نفر از همدان، 4 نفر از ديلم، 4 نفر از زنجار، 4 نفر از فسطاط (در كشور عراق)، 2 نفر از سبزوار و بقيه از ساير شهرها و مناطق خواهند بود. در اين مورد به كتاب «منتخبالتواريخ، ص 1119» مراجعه كنيد. كتاب هاى ديگر مانند «الزامالناصب» از سوى اهل سنت نيز مطالب فوق را توضيح داده است».
نوشته شده توسط وحيد در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384
لينك مطلب
سوال هشتم ( )
درباره زندگانى حضرت مهدى(عج) و محل سكونت ايشان و جزيره خضرا توضيحدهيد.
جواب:اين كه حضرت مهدى (عج) ازدواج كرده و زن و فرزندى دارند يا نه، به طور قطعى روشن نيست. بود و نبود آن هم هيچ دلالتى بر طبيعى يا غيرطبيعى بودن زندگى ايشان ندارد. مكان زندگى ايشان نيز به طور دقيق معلوم نيست و احتمال دارد در اماكن مختلفى زندگى كنند.
منابعى كه در مورد فرزند داشتن امام زمان (ع) مورد استفاده قرار مىگيرد يا اشكال سندى دارند و يا ابهام دلالى و نظر قاطعى را ارائه نمىدهند، لذا در اين مورد سه احتمال وجود دارد.
الف. اساساً حضرت مهدى (ع) ازدواج نكرده است.
ب. ازدواج كرده ولى اولاد ندارد.
ج. ازدواج كرده و داراى فرزندانى نيز هست.
اگر احتمال اوّل را بپذيريم لازمهاش اين است كه امام معصوم (ع) سنّت اسلامى (ازدواج) را ترك كرده است، و اين مسئله با مقام امام سازگار نيست امّا چون مسأله غيبت اهميّت دارد و مسئله ازدواج، امرى مهمّ است ترك ازدواج اشكالى را ايجاد نمىكند.
امّا اگر احتمال دوّم را بپذيريم با اينكه ازدواج كرده ولى اولاد ندارد، بايد بگوئيم عمر او نيز (همسرش) مانند عمر حضرت طولانى است كه بر اين امر دليلى نداريم يا اين كه بگوييم مدّتى با امام (ع) زندگى كرده و از دنيا رفته است.
و احتمال سوم اينكه ازدواج كرده و داراى اولاد نيز هست، اين مسئله دليل محكمى ندارد.
روايات يا ادعيهاى كه با تمسّك به آنها، احتمال زن و فرزند داشتن به آن حضرت مىدهند. يا اشكال دلالى دارند يعنى روايات از نظر دلالت به اين موضوع اشكال دارد، يا ضعف سند دارند. برخى خواستهاند با تمسك به داستان «جزيره خضراء» بگويند كه امام عصر (ع) فرزندانى دارد و بر آن جزيره، زير نظر وى، جامعه نمونه و تمام اعيار اسلامى را تشكيل دادهاند. ولى اين مسأله صحيح نيست، و مورخ شهيد سيد جعفر مرتضى عاملى در اين مورد مىگويد: با بررسىهاى گستردهاى كه انجام گرفته جزيره خضراء افسانهاى بيش نيست و هيچ واقعيتى ندارد،(1) و علاّمه مجلسى رضوان الله تعالى عليه نيز اين داستان را جداگانه در نوادر بحار الانوار نقل كرده و مىنويسد: «چون در كتابهاى معتبر به آن (داستان جزيره خضراء) دست نيافتم، آن را در فصلى جداگانه آوردم»،(2) بنابراين قضيّه جزيره خضراء داستان تخيّلى و ساختگى است و به صورت رمانتيك مىباشد.
براى آگاهى بيشتر در زمينه رجوع شود: 1. جزيره خضراء افسانه يا واقعيت.
2. چشم به راه مهدى، جمعى از نويسندگان مجله حوزه، دفتر تبليغات اسلامى قم.
پىنوشت
(1) («دراسته فى علامات الظهور و الجزيرة الخضراء، سيد جعفر مرتضى عاملى، 263)
(2) (بحارالانوار، ج 52، ص 159، نشر المكتبة الاسلاميه)
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
درد هجران4 ( )
ديري است كه با ما سخن نمي گويي ، نرگس باغ جمالت را در هزارتوي جلال كبريايي پنهان كرده اي.
شب را سر بيداري نيست ، و روز بهانه آمدن ندارد.
فوج پرندگان ، سينه آسمان را نمي شكافد.
ديگر دلمردگان نيز به ما طعنه نمي زنند.
آيا ما را كه «روي مه پيكر تو سير نديديم» از اين بيشتر از نظر مي اندازي؟
آيا گوسفندان معصوم دشت انتظار را با گرگ فراق ، تنها مي گذاري؟
از مادر، گمنام زاده شديم ؛ با پدر از تو بسيار گفتيم ؛ عروسان چمن را خواهران خود ناميديم ؛ به تشييع هر شهيد كه رفتيم ، با داغ برادر برگشتيم؛
چه قصه ها كه از تو ، مادربزرگ نمي گفت! چه مهربانيها كه شيارهاي پيشاني پدر بزرگ از تو حكايت نمي كرد!
همه را يكايك به سر انگشت دلواپسي ورق زديم تا نام تو را ميان آنها بيابيم.
تو از ما گمنام تر بودي ؛ شگفتا!
ما از تو غايب تر ؛ حسرتا!
تو مهرباني را از خداي خود ، آموختي، خرّما!
از ما، آنچه برنيايد، تو برآوردي ، مرحبا!
تا ديدار ، راهي بيش از آنچه پيموده ايم، مانده است ، آيا؟
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
درد هجران4 ( )
ديري است كه با ما سخن نمي گويي ، نرگس باغ جمالت را در هزارتوي جلال كبريايي پنهان كرده اي.
شب را سر بيداري نيست ، و روز بهانه آمدن ندارد.
فوج پرندگان ، سينه آسمان را نمي شكافد.
ديگر دلمردگان نيز به ما طعنه نمي زنند.
آيا ما را كه «روي مه پيكر تو سير نديديم» از اين بيشتر از نظر مي اندازي؟
آيا گوسفندان معصوم دشت انتظار را با گرگ فراق ، تنها مي گذاري؟
از مادر، گمنام زاده شديم ؛ با پدر از تو بسيار گفتيم ؛ عروسان چمن را خواهران خود ناميديم ؛ به تشييع هر شهيد كه رفتيم ، با داغ برادر برگشتيم؛
چه قصه ها كه از تو ، مادربزرگ نمي گفت! چه مهربانيها كه شيارهاي پيشاني پدر بزرگ از تو حكايت نمي كرد!
همه را يكايك به سر انگشت دلواپسي ورق زديم تا نام تو را ميان آنها بيابيم.
تو از ما گمنام تر بودي ؛ شگفتا!
ما از تو غايب تر ؛ حسرتا!
تو مهرباني را از خداي خود ، آموختي، خرّما!
از ما، آنچه برنيايد، تو برآوردي ، مرحبا!
تا ديدار ، راهي بيش از آنچه پيموده ايم، مانده است ، آيا؟
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
سوال هفتم ( )
يا امام زمان ازدواج نمودهاند و همسر ايشان آگاهى به شوهرش دارد؟
جواب :رواياتى داريم مبنى بر اين كه حضرت ازدواج كرده است در اين روايات احتمالات متعددى مطرح است. ممكن است در دوران غيبت صغرى، امام (ع) ازدواج كردهاند ولى همسر آن حضرت عمر طولانى نداشته و وفات نموده است و ممكن است حضرت در طول سالهاى غيبت ازدواجهاى متعددى انجام داده باشند. در هر صورت كيفيت دقيق اين موارد بر ما معلوم نيست چنان كه اصل ازدواج آن حضرت تنها به دليل سنّت ازدواج عمل آن حضرت به سنّت است هر چند ممكن است به دليل همان حكمت غيبت اين سنت ترك شود و گرنه دليل قطعى مبرهنى در دست نيست بنابراين به طور قاطع نمىشود در اين مورد سخن گفت، چون منابعى كه در اختيار است يا ابهام دلالى دارد يا از نظر سند مشكل دارد.
بنابراين با توجه به روايات كه بعضى اشكال سندى دارند و بعضى از نظر دلالت مبهم مىباشند، نمىشود بطور قاطع در مورد ازدواج آنحضرت و داشتن فرزند نظر داد و چنان كه گفته شد حكمت غيبت كه باعث شد انسانها از نعمت بزرگ حضور امام محروم گردند شايد همان حكمت باعث شود كه حضرت سنت ازدواج را به عمل نياورد (و الله اعلم).
براى آگاهى بيشتر رجوع شود: 1. گفتمان مهدويت جمعى 1 ص 118، مؤسسه فرهنگى انتظار نور 2. چشم به راه مهدى (ع) جمعى از نويسندگان مجلّه حوزه، ص 351 تا 356 3. دادگستر جهان ابراهيم امينى، ص 205 الى 216
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
سوال ششم ( )
دليل و مدرك بلند شدن هنگام شنيدن نام مبارك امام زمان(عج) چيست؟
جواب:قيام به هنگام شنيدن نام مبارك «قائم عج» واجب نيست. بلكه سنت حسنهاى است كه شيعه از روش عملى ائمه اطهار (ع) اخذ نموده است. زيرا در حالات برخى از امامان (ع) از جمله حضرت امام رضا (ع) آمده است كه با شنيدن اين نام بر مى خواستند.
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
درد هجران3 ( )
انتظار سخت است وراست گفته اندكه :
اي تمامي ايمان ، تمامي عشق ، قامت بلند عدالت برگرد ! ز ره پيامبر برافراز وطرحي تازه در زمين وآسمان انداز
همه درختان به شوق زيارت تو جوانه مي زنند ، همه گياهان به قصد رؤيت تو ، پايكوبان سر از خاك بر مي آورند وهمه ابرها ، آسمان در آسمان به بهانه آمدنت مي بارند.
اي بهانه همه باريدنها وشكفتن ها تابمان نمانده است ، بيا وقرار خستگي هاي ديرپاي زمين باش.
بيا ودر موج خيز وآشوب زدگي روزگار ، قايق هاي شكسته را به ساحل برسان. بيا وحلقوم هاي فرياد گر را لبيك باش ، بيا وپنجره اي بگشا ونفس بهار را در خانه خزان زده دلها جاري كن.
كدام روز وعده بزرگ قرآن را در بسيط خاك خواهيم يافت كه« ونريدو انمن علي الذين استضعفوا في الارض ونجعلهم الوارثين» ( سوره قصص ، آيه 5 )
كدام روز اراده شكوهمند حق ، هفت پشت خاك را خواهد لرزاند وهفت پشت ستم را نيز؟
كدام روز استضعاف تحقير شدة تازيانه خورده ، قد بر خواهد افراشت وراست قامت واستوار چهار سوي جهان را در گستره پروبال رحمت خويش خواهد گرفت؟
كدام روز وراثت زمين به كساني خواهد رسيد كه ميراث قرن ها شكنجه وتهمت وتازيانه وتحقير را چشيده اند؟
چشم به دور دست زمان دوخته ايم تا شيهه اسبي ، چرخش ذوالفقاري و هيمنة مردي از سلاله طولان ونسيم آذرخش وآرامش شبنم ، بي تابي گردباد وصبوري ساحل ، مردي خلاقه پيامبر وآيينه علي از راه برسد وطومار وحشت رنجيدگان را درنوردد وبهار بي خزان آخر الزمان را به همه منتظران ومشتاقان بشارت دهد.
خدايا آنچنان كن كه شوق ديدارش را در هنگام وصال نيز در خويشتن بيابم ودر سپيدنامه نام يارانش ، رؤيت نام خويش را به تبسم ايستم.
همه آدينه ها را آذين بستم ايم وچشم گشوده ايم تا مبادا در عفلت يك آدينه از حاشيه خواب وغفلت ما بگذرد.
خدايا خواب آدينه مان را بر آشوب تا از كاروان بيدارترين بيدار ، واپس نمانيم.
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
سوال پنجم ( )
مسئله فداشدن آن گونه كه پيامبر با ائمه درباره امام زمان(عج) مىفرمايندپدر و مادرم به فدايت، امرى حقيقى است يا تعارف و مجازى؟
جواب:برخى ممكن است جمله پيامبر اكرم (ص) (پدر و مادرم فداى مهدى) و مواردى از اين قبيل را حمل بر تعارف كنند ولى حقيقت مطلب اين است كه جملات مبالغهآميز و يا به صورت تعارف غير واقعى عموماً در سخنان افراد معمولى ديده مىشود ولى فرمودههاى گهربار معصومين (ع)، به گونه ديگرى است و حاكى از يك واقعيت و حقيقت است و در آن مبالغه و يا تعارف وجود ندارد.
معناى سخن پيامبر (ص) و يا موارد مشابه آن براى ما روشن نيست اجمالاً مىتوان گفت: هميشه انسان چيزى را كه در نظرش كوچكتر است، فداى چيزى مىكند كه در نظر او اهميت دارد و بزرگتر است.
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
درد هجران 2 ( )
او كه اگر بيايد همه شهيدان پرپر در ركابش خواهند شكفت وبهار خاك را رقم خواهند زد
او كه مي آيد وكعبه را از ازدحام بت هاي دوباره خواهد شست و مزار گمشده زمين را به چشمهاي اشكبار حيرت زده نشان خواهد داد
او كه به قصد شكست بن بست زمين مي آيد ودر آشتي زمين با آسمان ، روح بهار را در كوچه ها خواهد وزاند وخانه ها را همسايه سبزي وطراوت خواهد كرد
كي مي آيي تا در ركاب تو خضر فرخ پي بدود وهمه كويرهاي تفتيده را به نوازش باران وسرسبزي وشكوفايي ببرد؟
كي مي آيي تا روح مسيحيايي ، بر روح هاي خفته بوزد وحيات وحركت ونشاط وسرزندگيشان ببخشد ؟
كي مي آيي تا يونس برگردد وشيوه تسبيح وتقديس مان را بياموزد؟
كدام روز بر مي گردي تا اصحاف كهف برگردند وسكه هاي دقيانوسي بي اعتبار شوند وپايان خواب ديرپاي انسان آغاز شود؟كدام روز برمي گردي تا شهيدان عاشورا را بر گرداني ودرحلقوم سياه فاجعه آفرينان عاشورا ، قهقه را بخشكاني ورجز خوانان دشت آتش وعطش را زير سم ستم كوب يارانت بنشاني؟…
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
سوال چهارم ( )
چطور مىتوان وجود حضرت مهدى(عج) را اثبات كرد؟
جواب:يكى از اصول اساسى مكتب تشيع، اين است كه جهان هستى هرگز بى امام نخواهد بود. بدون وجود امام جريان فيض الهى در قلمرو تكوين و تشريع امكان ندارد، تا جهان باشد و انسان باشد امام نيز خواهد بود. اين مسأله بقدرى حائز اهميت است كه امام صادق (ع) فرمود: و لو كان الناس رجلين لكان احدهما الامام. انّ آخر من يموت الامام اگر تنها دو نفر انسان داشته باشيم يك از آن دو امام خواهد بود و آخرين كسى كه مىميرد امام است،(1).
اين اصل بر مبناى زير استوار است: 1. امام واسطه فيض تكوين است اگر امام نباشد، فيض هستى قطع شده، جهان هستى فرو مىپاشد، محمد بن فضيل مىگويد از حضرت رضا (ع) پرسيدم آيا روزى روى زمين بى امام خواهد بود؟ فرمود: نه، گفتم از امام صادق (ع) روايت شده كه اگر روى زمين بى امام باشد، زمين يا بندگان مورد خشم خداوند قرار مىگيرند. فرمود: لا، لا تبقى اذا لساخت نه اصلاً زمينى و بشرى نمىماند، همه از بين مىرفتند،(2).
از اين رو بى وجود امام كائنات بى امداد فيض الهى خواهند بود و بدون اين امداد همه چيز عدم محض خواهند بود.
به نيم غمزه توانى كه قتل عام كنى خدا نكرده اگر غمزه را تمام كنى
2. امام مخاطب و حامل قرآن و الهام است، چون قرآن كتاب هميشگى و زنده انسانهاست پس مخاطب حقيقى آن نيز بايد هميشه وجود داشته باشد و اين مخاطب حقيقى كه قلب و روحش بستر و جايگاه وحى است، بعد از پيامبر اكرم (ص) جز ائمه و امام نمىتواند باشد. جريان زنده و مستمر وحى و الهام و بقاى استمرار قرآن و شب با بركت قدر جز با پذيرش وجود كسى كه حامل و مهبط و مخاطب آنها باشد، قابل تصور نيست و چنين شخصى همان امام زمان خويش است.
3. امام واسطه دائمى و عامل دوام فيض معرفت است، چنانكه حضرت حق كه فيض بخش مطلق است، هرگز فيض هستى را دريغ نمىدارد فيض معرفت را هم هرگز دريغ نخواهد داشت، بنابراين استمرار و دوام فيض معرفت، مستلزم آن است كه در هر عصرى، كسى كه از بالاترين درجه كمالات بهرهمند است، گيرنده و واسطه اين امر باشد و اين واسطه همان وجود امام در هر عصرى است،(3).
بر اين اساس وجود امام در هر زمانى لازم است، امّا از آنجا كه بنابر دلايل موثق تاريخى يازده امام از اين جهان رخت بربستهاند، و بنابر دلايل معتبر و مستند تاريخى امام دوازدهم پا به عرصه وجود نهاده است، حضور و وجودشان لازم و ضرورى است و لو در پرده غيبت.
پىنوشت
(1) (اصول كافى، ترجمه حاج سيد جواد مصطفوى، تهران، انتشارات علميه اسلاميه، شماره حديث 457)
(2) (همان، حديث 452)
(3) (در باب اين موارد نگا: فلسفه امامت، دكتر سيد يحيى يثربى، قم، وثوق، چاپ اوّل، 1378 ش، صص 112- 127)
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
سوال سوم ( )
درروايت است كه ديندارى در آخرالزمان مثل گرفتن آتش در دست است چراديندارى در آخرالزمان سختتر از زمانهاى ديگر است؟
جواب:اگر حفظ دين در اخر الزمان دشوار است به همان نسبت به عوامل و مينههاى ديندار شدن نيز بهتر و بيشتر فراهم است. براى نمونه در هيچ زمانى به اندازه زمان ما ابزار و وسايلى كه بتوان به كمك آنها دين را شناخت فراهم نبوده است: مانند كتاب، صوت، تصوير و نيز گسترش دانش و معارف. اگر در گذشه شخصى براى استماع حديثى فرسنگها راه سمت بيابان را طى مىنمود امروز با زدن چند كليد رايانه و يا مراجعه ساده به كتابها و نيز امواج راديويى و تصويرى و. مىتواند به همان اطلاعات دسترسى پيدا كند.
علاوه بر آن كه مردم آخر الزمان ازعقل و هوش بيشترى برخوردارند از امام سجاد (ع) نقل شده كه فرمودند: خداوند آيات سوره توحيد و نيز اول سوره حشر را براى مردم آخر الزمان نازل كرده است.
چرا كه مردم آخر الزمان از عقل و بينش بالاترى برخوردارند، بنابر اين از اين جهت هيچ بىعدالتى صورت نگرفته است. از زاويه ديگر ايمان در آخرالزمان ارزش بيشترى نيز دارد.
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
سوال دوم ( )
معناى اين جمله كه مىگويند زمان ظهور از اسلام و قرآن چيزى جز نام باقىنمانده است چيست؟
جواب :بر فرض كه حديث مذكور، مربوط به زمان ظهور باشد. (چون ممكن است مربوط به برخى از ادوار آخر الزمان باشد).
اولاً، ما كه هنوز آن زمان را نديدهايم تا قضاوت كنيم كه آيا چنان هست يا نيست.
ثانياً، اين قبيل تعبيرات اصطلاحاً «غالبى» هستند يعنى وضعيت غالب مسلمانان چنين است، هر چند عدهاى و يا حتى كشورى چنان نباشند.
ثالثاً، گرچه در كشور ما اكنون تلاش زيادى براى برقرارى احكام و اخلاق قرآن صورت مىگيرد ولى هنوز در عمل فاصله زيادى بين آرمانهاى قرآن و واقعيات وجود دارد.
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
سوال اول ( )
مقصود از آخرالزمان چيست؟ آيا ما در آخرالزمان بسر مىبريم؟ از نشانههاىآخرالزمان چند نمونه بياوريد؟
جواب:آخر الزمان عنوانى نسبى است و به دو معنا اطلاق گرديده است: 1- عصر بعثت ورسالت پيامبر اكرم (ص) كه نسبت به انبياى گذشته آخر الزمان است. به اين معنا مسلما ما در آخر الزمان هستيم.
2- معناى ديگر آن عصر ظهور حضرت حجت- عليهم السلام- ونزديكىهاى آن است. در اين رابطه با پيدايش برخى از علائم ظهور مىتوان حدس زد كه ما در چنين زمانى قرار داريم ولى بطور قاطع نمىتوان آن را اثبات يا نفى كرد.
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
انجام وظيفه ( )
در اين وبلاگ سعي مي شود به سوالاتي كه در خصوص بحث مهدويت مطرح است مفيد ومختصر پاسخ داده شود.دوستان مي توانند سوالات يا نظرات خود را در قسمت نظرات ارائه دهند.به اميد رضايت حضرت ولي عصر-عجل الله تعالي وفرجه شريف- وشما دوستان عزيز
اگر كعبه مطاف خاكيان است*****ويا گر قبله افلاكيان است
طواف وكعبه دل هاي عاشق*****به گرد مهدي صاحب زمان است
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
شعري از مقام معظم رهبري ( )
سرخوش زسبوي غم پنهاني خويشم
چون زلف تو سرگرم پريشاني خويشم
در بزم وصال تو نگويم زكم و بيش
چون آينه ، خو كرده ي حيراني خويشم
لب باز نكردم به خروشي و فغاني
من محرم راز دل طوفاني خويشم
از شوق شكر خند لبش جان نسپردم
شرمنده ي جانان ز گرانجاني خويشم
بشكسته تر از خويش نديدم به همه عمر
افسرده دل از خويشم و زنداني خويشم
يك چند پشيمان شدم از رندي و مستي
عمري است پشيمان ز پشيماني خويشم
هر چند امين ، بسته ي دنيا نيم اما
دلبسته ي ياران خراساني خويشم
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
درد هجران 1 ( )
از دور دست جلوه افق ، آذرخش شيهه اي ، افق را مي لرزاند مي توان ضربان قلب را با سم ضربه هاي اسبي سپيد هماهنگ كرد كه بشارت بزرگ رهايي را يال مي افشاند!
مي توان از ابهام شب ، چشمها را به جستجوي روزي بي شب ، بهاري بي پائيز و شكوهي بي زوال فرستاد . مي شود - اگر فرصت تما شا به نگاهمان ببخشيم –ازمتن غبار و سياهي دستي را ديد كه به همه قلب هاي لرزان سلام مي دهد و به همه چشم هاي نگران آرامش …
مي آيد و همه گم شده ها پيدا مي شوند و همه پيداهاي فريبناك در شيب جهنم فراموشي مي لغزند . مي آيد وآهوان رميده را به چشمه سارهاي زلال مي رساند و موسيقي فراموش آب را به تشنه كامي گوشها مي بخشد . ميآيد وعصمت در ختان را پاس مي دارد ، همه خطاهاي كجي كه ديوار انديشه ها را سياه كرده اندپاك مي كند ، همه چشمه هايي را كه از نفس ديوان خشكيده اند مي جوشاند ، همه جويبارها را با سر انگشت اشارت خويش به دريا مي رساند و همه چمن هاي له شده در هجوم بادهاي هرزه را شوق و پرواي رويش مي بخشد .
چرا نمي آيد …؟ از خويش بپرسيم كه كدام آغوش را به رويش گشوده ايم ، كدام نگاه را به استقبالش فرستاده ايم ، كدام پنجره را در تشويق شنيدن صدايش گشوده ايم ؟ چرا بيايد وقتي ما هنوز نيامده ايم !
اما نه… آغوش سيصد هزار خورشيد گشوده شده هزاران نگاه به پيشواز رفت و پنجره هزاران سينه در بارش سرب و آتش و مرگ گشوده شد؟ شايد صداي پاي آشنا در كوچه ها بپيچد و موسيقي دلنواز ذوالفقار فضا را ،در رنگين كماني از عظمت و عزت قرار دهد .
پيشاني بنده هاي سبزي كه گلگون شده عبور تركشي كه فرصت پرواز به قلب ها نبخشيد خاكسترمنتشر تن ها در باد ، پلاك واستخواني كه پس از پانزده سال برگشت ، نگاهي كه هنوز جاده هاي دور را به اميد برگشت عزيزي مي كاود ، اشك پرپر كودكي كه انتظاري بي پايان ، لحظه هايش را آكنده است ، همه وهمه براي آمدن اوست
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
1 ( )
السلام علي ربيع الانام ونضره الايام
سلام ودرود بر بهار انسانها وشكوفايي دورانها
سلام بر آن خورشيد فروزاني كه از پس پرده غيبت بر زواياي قلب شيفتگانش نور اميد مي افشاند وبا ظهورش فجر نور شكافته وهمه جا نورباران مي شود
سلام بر مولايم خوب ومهربانم- اين وبلاگ تقديم به مهدي گل زهرا كه به خود اجازه نمي دهم بگويم منتظر يا محبش هستم فقط مي گويم من فقط يك دردمند هستم آن هم درد هجران گل زهرا(س)
نوشته شده توسط وحيد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
مطالب پیشین
![]()
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
dardehejran.blogfa.com
The Template Designed By Loghman Avand @
www.irlearn.com